بیوگرافی الهام حمیدی، بیوگرافی کامل الهام حمیدی از زبان خودش - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها - الهام حمیدی و همسرش

 در این بخش از سایت برگزیده ها بیوگرافی و تصاویر الهام حمیدی را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

الهام حمیدی در هشتم آذر ماه سال 1356 در تهران متولد شد.

الهام حمیدی , بیوگرافی الهام حمیدی , الهام حمیدی و همسرش

الهام حمیدی

تصاویر الهام حمیدی

 او لیسانس حسابداری از دانشگاه آزاد اسلامی دارد. او دو برادر کوچکتر از خود نیز دارد.در بیست سالگی  ازدواج  کرده و همسرش فعالیت هنری ندارد.  آشپزی اش بسیار خوب است و سعی میکند هر کاری که انجام میدهد به نحو احسن باشد.

آثار الهام حمیدی:

راه بهشت (۱۳۹۰)

اخلاقتو خوب کن (۱۳۸۹)

سه درجه تب (۱۳۸۸)

دلداده (قدرت الله صلح میرزایی، ۱۳۸۷)

ملک سلیمان (شهریار بحرانی، ۱۳۸۷)

محیا (اکبر خواجویی، ۱۳۸۶)

بچه های ابدی (پوران درخشنده، ۱۳۸۵)

سرگیجه (علیرضا زرین دست، ۱۳۸۵)

شهر آشوب (۱۳۸۴)

خیلی دور، خیلی نزدیک (رضا میرکریمی، ۱۳۸۳)

روزگار سپری شده (۱۳۸۲)

وعده دیدار (۱۳۸۲)

تیک (۱۳۸۰)

دنیا منوچهر مصیری، (۱۳۸۰)

سریال:

مسافری از هند(۱۳۸۲)

زیر تیغ (۱۳۸۵)

یوسف پیامبر (۱۳۸۷)

آخرین دعوت (۱۳۸۷)

تبریز مه آلود (۱۳۸۹)

مختار نامه

موج و صخره (۱۳۸۹)

شوق پرواز (۱۳۸۹-۹۰)

راز پنهان

تله فیلم:

ای دوست مرابه خاطرآور

جوایز:

برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از نهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم خیلی دور خیلی نزدیک – ۱۳۸۴

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم خیلی دور خیلی نزدیک – ۱۳۸۳

 

در ادامه زندگینامه الهام حمیدی را از زبان خودش بخوانید...

سال ۱۳۵۶ به دنیا آمدم. دو برادر کوچکتر از خودم دارم، لیسانس حسابداری دارم و کلاس های آزاد بازیگری را گذرانده ام، از سال ۷۸ کار هنری را آغاز کردم. پدرم بازنشسته و مادرم خانه دار است. من در خانواده ای رشد یافتم که مهر و محبت در آن موج می زد. روابط پدر و مادرم، خیلی دوستانه بود و آنها عاشقانه زندگی کردند و همیشه به ما آرامش انتقال دادند. خانواده ای که همیشه نظم در آن حرف اول را می زد… به هر حال باید توجه کنیم که در اکثر خانواده های ایرانی، وابستگی شدیدی بین اعضای آن است و همین مسئله باعث تفاوت خانواده های ایرانی نسبت به خانواده های غربی می شود. حس مهربانی، دوست داشتن و احترام به بزرگترها که برای خیلی از ایرانی ها عرف است.

به مرحله سوم نرسیدم

هنوز به دوران سوم بازیگری ام نرسیدم. در دوره اول بازیگری به خاطر اینکه می خواستم حضورم را تثبیت کنم، سعی می کردم تجربه کسب کنم و در فیلم های تلویزیونی، سریال و سینما و در هر ژانری بازی کنم، اما خوشبختانه از همان ابتدا نقش های اصلی به من پیشنهاد شد. بعد از سریال «مسافری از هند»، الهام حمیدی تثبیت شدو من مرحله دوم بازیگری خود را آغاز کردم. همان طور که می دانید «مسافری از هند» بسیار پر بیننده و به طبع، بازی من هم دیده شد. پس از این سریال در فیلم سینمایی «خیلی دور خیلی نزدیک» ایفای نقش کردم که هم در جشنواره فجر و هم در جشن خانه سینما کاندیدای جایزه شدم و فضای بسیار خوبی بود که خودم را نشان دهم و البته جایزه جشن را گرفتم. در این مرحله معمولا سعی می کنم که در پذیرش پیشنهادها کمی بیشتر دقت کنم…

رقـابـت

حس رقابت در هر کاری و هر شغلی وجود دارد، اما من چنین خصلتی نداشتم و در مقابل من هم کسی از بازیگران چنین برخوردی نداشت که برای مثال زیر پایم را خالی کند. زمانی هم که با بزرگان سینمای ایران همبازی بودم، آنان هم چنین برخوردی با من داشتند، مثل سریال «زیر تیغ»، من ۷ ماه در آن مجموعه، نقش دختر پرستویی و معتمد آریا را بازی کردم و خیلی با آنان خو گرفتم… فضای دوستانه زیر تیغ، به شکلی بود که زمان پایان فیلمبرداری همه ناراحت بودند.

درباره سریال یوسف(ع)

اولین بار که وارد دکور عظیم سریال شدم، خیلی برایم خوشایند و جذاب بود! دکور سریال بسیار عظیم بود، همین طور نوع پوشش و گریم… چون من وسط کار به پروژه پیوستم از همان زمان برایم مشخص بود که این سریال برای بیننده هم جذاب خواهم بود.

آن فضاهای بسته ای که شما در سریال دیده اید، مثل کاخ، معبد و منزل زلیخا و… در یک سوله بود در فرهنگسرای خاوران. که قسمت قسمت آن را ساخته بودند، در واقع همه قسمت های داخلی این سریال در آنجا تصویربرداری شد، اما خانه یوسف(ع) در همان شهرکی بود که بخش اصلی آن شهر را شما در سریال دیدید.

البته دکور شهر اصلی و آن ساختمان های عظیم از بتن ساخته شده بود که پشت آن چیزی نبود. یعنی در را باز می کردید، فضای خاصی نبود و این از هنر تصویربرداری مرحوم رسول احدی بود که به واقع زیبا تصویربرداری می کرد، روحش شاد.

داستان حضرت یوسف(ع) را همه می دانستند، اما ریز داستان را خیلی ها نمی دانستند. آن روزی که به من پیشنهاد بازی در سریال را دادند و گفتند که نقش همسر حضرت یوسف(ع) را بازی می کنی، خودم نمی دانستم که حضرت یوسف زنی دیگر، غیر از زلیخا دارد!

در یک سریال تاریخی دیگر هم به نام مختارنامه بازی کردم که تصویربرداری آن تمام شد. در سریال تاریخی شهریار هم بازی کردم.

«آسنات» زنی بود که ارتباط قوی با خدا داشت و زمانی که زلیخا همسر یوسف(ع) شد، گفت که اگر خواست خدا باشد، من اطاعت می کنم. به همین خاطر در داستان نباید نقش یک زن حسود را بازی می کردم.

گریم خانم کتایون ریاحی سه ساعت طول می کشید. من خودم هر روز ساعت ۴ صبح بیدار می شدم و گریم من هم یک ساعت طول می کشید این برای ما مشکل بود. در این سریال دوست داشتم، همین نقش را بازی کنم.

مصطفی زمانی بازیگر بسیار باهوش و بااستعدادی است، دیالوگ ها را به خوبی حفظ می کرد و این برای من جالب بود.

جا دارد از آقای سلحشور و همه عوامل تشکر کنم که این سریال چنین بازتابی پیدا کرده به خصوص برای نوشتن این مجموعه خیلی زحمت کشیدند.

عکس العمل مردم

من از عکس العمل مردم همیشه لذت می برم. مردم به بازیگران توجه زیادی نشان می دهند و این، از لطف شان است. البته بعضی مواقع هم هست که مثلا در رستوران نشسته ای و در حال غذا خوردن هستی و می بینی همه به شما توجه می کنند، شاید آن لحظه کمی اذیت شوی، اما این، از توجه و لطف مردم است که همیشه از ما حمایت می کنند و با محبت رفتار می کنند. همین رفتارهای مردم مشخص می کند که آنان مرا به عنوان یک بازیگر پذیرفته اند که اگر غیر از این باشد و شما رفتار خودخواهانه ای از خودتان نشان بدهید، به طور اطمینان مردم شما را پس می زنند.

سینمای تجاری

دوست داشتم بازی در سینمای تجاری را تجربه کنم که فکر کنم در «دلداده» این اتفاق افتاد، اما دوست دارم در فیلم های تجاری هم بازی کنم. با این حال دلم می خواهد بدون حاشیه باشم.

راحت زندگی می کنم

من با نقش هایم خیلی راحت زندگی می کنم، یعنی سعی می کنم، تکنیک کاری ام طوری باشد که مردم باور کنند. هیچ وقت سعی نکردم بازی کنم، بلکه با آن زندگی می کنم. اگر قرار است گریه کنم، واقعا باید گریه کنم یا خنده… برای مثال در سریال «زیر تیغ»، بیننده به واقع نقش مرا حس کرد. از خودم تعریف نمی کنم، اما خودتان دیدید که در زیر تیغ چگونه نقش را باور کردم، یا در سریال یوسف پیامبر(ع). نقش «آسنات» ویژگی خاصی ندارد، اما سعی کردم دیالوگ هایم را به نوعی دیگر بیان کنم یا نوع برخوردم با «زلیخا». می خواهم بگویم در آن شرایط خودم را جای «آسنات» گذاشتم تا بیننده این نقش را باور کند.

محیـــا

فیلم «محیا» که در جشنواره اکران شد، رسانه ها خیلی به آن پرداختند و خوب هم دیده شد. من برای آن نقش خیلی زحمت کشیدم، اما نمی دانم چرا دیده نشد و من جزو کاندیداها نبودم؟! افرادی که در آن فضا (غسالخانه) کار می کنند، همه شان وجه اشتراکی دارند و آن هم آن بغض فروخورده شان است. وقتی که با این افراد صحبت می کنی، خیلی از آنها از این موضوع رنج می برند که جامعه آنان را به خوبی نمی پذیرد و این باعث آزار روحشان می شود، من سعی کردم این بغض را نشان بدهم و برای اینکه به این نقش نزدیک شوم، خیلی زحمت کشیدم، اما دیده نشد! زمانی که کاندیداها را اعلام کردند من ناراحت شدم. هنوز هم به محیا فکر می کنم که چرا حتی جزو کاندیداها انتخاب نشدم و به طور کلی توقعم زیاد بود.

ستاره سـازی

به نظر من خانم نیکی کریمی و آقایان رضا گلزار و رادان جزو سوپراستارهای انگشت شمار سینمای ایران هستند. اما آنچه که می خواهم بگویم، این است که ما در ایران ستاره سازی را نمی دانیم! در واقع روش ستاره سازی مان اشتباه است، وگرنه بازیگران زیادی داریم که مستعد سوپراستار شدن هستند، اما فضا و عرصه را برایشان باز نمی کنیم یا نمی گذاریم که به این مرحله برسند. اگر عرصه را تنگ نکنند و سینما را به یک سری از بازیگران خاص محدود نکنند، شاید ستاره های بیشتری در هنر ایران ظهور کنند و دیده شوند… اما این روزها به یک شکلی همه چیز ثابت شده است.

ارتباط با مطبوعات

رابطه ام با مطبوعات بد نیست، اما بعضی ها ما را درک نمی کنند. برای مثال من حالا با شما گفتگو کرده ام، چند روز دیگر تماس می گیرند و تقاضای یک گفتگو دارند، من دیگر حرف تازه ای ندارم بزنم. پس باید مدتی زمان بگذرد. اما نباید از نقش حمایتی مطبوعات به راحتی بگذریم، چون سینما و تلویزیون و مطبوعات مانند یک چرخه هستند که باید به هم مرتبط باشند، اما این را هم باید بگویم که هستند! هستند نشریاتی که گفتگوی ۵ سال پیش شما را چاپ می کنند، شما تصور کنید که عقاید ۵ سال پیش تان با امروز تفاوت دارد! آن وقت آن نظراتتان را الان می خوانید چه ذهنیتی به شما دست می دهد؟! در صورتی که شرایط انسان ها عوض می شود. از این رو سعی می کنم با یک سری از نشریات خاص گفتگو کنم. اگر احساس کنم که حرف جدیدی برای گفتن دارم، حتما گفتگو می کنم. گرچه باید عنوان کنم یک سری از نشریات هستند با نام های مختلف که بیشتر به مسائل ناچیز و کم اهمیت می پردازند و این روحیه شما را آزار می دهد.

لابـه لای کـلام

گذشته ها که گذشته، امامهم این است که تو در آینده، شرایط گذشته را حفظ کنی و حتی بهتر شوی.

معمولا در فیلم های جدی بازی کردم، اما دوست داشتم ژانر طنز را هم تجربه کنم و به همین خاطر در فیلم سینمایی دلداده بازی کردم، تازه در آن فیلم هم نقش جدی داشتم!

ترجیح می دهم، در یک سریال تلویزیونی بازی کنم تا اینکه در کارهای سطح پایین سینمایی بازی کنم.

منتقدان این نکته را مطرح می کنند که چرا تنها در نقش های مثبت بازی می کنم، اما من معتقدم که بازیگر بنا بر روحیات خود، نقش هایش را انتخاب می کند، مثلا من نقش های صددرصد منفی و منفور را دوست ندارم.

من بیشتر نقش های خاکستری را دوست دارم، از طرفی نقش مطلق مثبت را هم دوست ندارم، با اینکه نظر منتقدان را قبول ندارم، اما به نظرشان احترام می گذارم.

نقاشی را به شکل حرفه ای دنبال نمی کنم، اما خیلی خوب نقاشی می کشم. چرا که دوست دارم به جز شغل اولم که بازیگری است، حرفه دیگری هم داشته باشم، در واقع یک دل مشغولی دیگر داشته باشم.

به بازی گوهر خیراندیش و فاطمه معتمدآریا علاقه فراوانی دارم، در دوران نوجوانی عاشق بازی او بودم و فیلم هنرپیشه با بازی او را چند بار دیدم.

بازی در کنار بازیگران دیده شده و مطرح در بین مردم به شما کمی استرس وارد می کند. درست مثل بازی در زیر تیغ، اما اگر از این فرصت، خوب استفاده کنید، تجارب بسیار خوبی از این بزرگان به دست خواهید آورد.

هر بازیگر دوست دارد که همیشه نقش های خوبی ایفا کند، امیدوارم در سال ۸۸ هم نقش های پیشنهادی باعث رشد در کار هنری ام شود.

بازی با کارگردانان زن را بیشتر دوست دارم، مثل خانم میلانی که یک سکانس کوتاه در فیلم وی بازی کردم و البته بگویم بازی در بچه های ابدی خانم پوران درخشنده…

خیلی از منتقدان هم به من لطف داشتند و من به راحتی با آن کنار آمدم. شما هم همیشه نباید انتظار داشته باشید که از شما تعریف و تمجید کنند، اما بعضی مواقع می بینید که انتقادات به حق نیست و شما ناراحت می شوید.

تاکنون به دنبال مدیر برنامه و مشاور نبودم، اما فکر می کنم خیلی خوب است که این موضوع باب شود، چون به واقع بعضی زمان ها شما احتیاج به یک مشاور خوب دارید تا درست تصمیم بگیرید.

در حال حاضر در مجموعه تاریخی «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی بازی می کنم که فکر کنم، دو سالی، ساخت آن طول بکشد. در ضمن مشغول مطالعه دو، سه فیلمنامه هستم.

 

با ما همراه باشید تا در ادامه تصاویری از الهام حمیدی را مشاهده کنید.

همسر الهام حمیدی , عکس الهام حمیدی , بیو گرافی الهام حمیدی

بیوگرافی الهام حمیدی

بیوگرافی الهام حمیدی

زندگینامه الهام حمیدی , الهام حمیدی وهمسرش , الهام حمیدی بی حجاب

الهام حمیدی و همسرش

 

تصاویر الهام حمیدی

عکس الهام حمیدی و همسرش , الهام حمیدی و همسر واقعیش , زندگی نامه الهام حمیدی

همسر الهام حمیدی

الهام حمیدی

الهم حمیدی , تصاویر الهام حمیدی , بیوگرافی الهام حمیدی و شوهرش

عکس الهام حمیدی

 

بیوگرافی الهام حمیدی

سن الهام حمیدی , الهام , عکس همسر الهام حمیدی

بیو گرافی الهام حمیدی

بیوگرافی الهام حمیدی

عکسهای الهام حمیدی , بیوگرافی الهام حمیدی و همسرش , الهام حمیدی و همسر سابقش

زندگینامه الهام حمیدی

تصاویر الهام حمیدی

الهام حمیدی بیوگرافی , الهام.حمیدی , عکس های الهام حمیدی

الهام حمیدی وهمسرش

تصاویر الهام حمیدی

همسرالهام حمیدی , حمیدی , عکس الهام حمیدی وهمسرش

الهام حمیدی بی حجاب

الهام حمیدی

بیوگرافی مینو غزنوی , همسر الهام حمیدی کیست؟ , زندگی الهام حمیدی

عکس الهام حمیدی و همسرش

تصاویر الهام حمیدی

الهام حمیدی و شوهرش , بیو گرافی بازیگر الهام حمیدی , عکسهای الهام حمیدی و همسرش

الهام حمیدی و همسر واقعیش

الهام حمیدی

الهام حمیدی با شوهرش , ببوگرافی الهام حمیدی , الهام حمیدی بازیگر

زندگی نامه الهام حمیدی

تصاویر الهام حمیدی

بیوگرافی کامل الهام حمیدی , بازیگر الهام حمیدی , خانواده الهام حمیدی

الهم حمیدی

الهام حمیدی

عکس های الهام حمیدی و همسرش , الهام حمیدی و همسر , بیوگرافی الهم حمیدی

تصاویر الهام حمیدی

زندگینامه الهام حمیدی

گردآوری بیوگرافی برگزیده ها