بررسی تفاوت زن و مرد در روانشناسی

الف. تفاوت های فیزیولوژیک

در زمینه تفاوت های تنکردی و جسمانی زن و مرد، سخن بسیار است. پزشکان، فیزیولوژیست ها و زیست شناسان تحقیقات فراوانی در این زمنیه داشته و برای هر یک از دو جنس، مقیاس ها و هنجارهای معیّن و مشخصی به دست داده اند. در این تمایزات و تفاوت ها، از دستگاه تناسلی و تولید مثل (که اساسی ترین تفاوت جسمانی بین زن و مرد است) گرفته تا طول عمر هر یک از دو جنس و دستگاه های عصبی، گوارشی، استخوان بندی و تنفس و خون مورد توجه و تحقیقات موشکافانه بسیاری متخصصان این رشته قرار گرفته اند. روان شناسان از جمله روان شناسان رشد با تکیه بر همین مبانی و یافته های زیستی انسان و تفاوت ها و تمایزات زن و مرد، به تأثیر این تفاوت ها بر رفتار انسان و به تفسیر تفاوت های رفتار عاطفی و شناختی زن و مرد پرداخته اند. در اینجا، فقط به نمونه هایی از گفته ها و یافته های فیزیولوژیست ها اشاره می شود:

1. پیچیده تر بودن دستگاه تناسلی زن نسبت به مرد، تحوّلات هورمونی و تغییرات آن در هر ماه در طول عمر زن، مسائلی همچون قاعدگی، آبستنی، زایمان، شیردهی، یائسگی را پدید می آورد و بر جسم و روان و کار و رفتار زن تأثیر می گذارد. ۳

2. هورمون ها، میزان و نوع ترشّح آن ها در سوخت و ساز مواد مصرف شده توسط انسان، رشد اندام های گوناگون انسان، ایجاد حالت های هیجانی همانند پرخاشگری و حالت تهاجمی، مقاومت فرد در برابر میکروب ها، فعالیت جنسی و دیگر ابعاد جسمانی و نیز رفتاری و روانی هر یک از جنس زن و مرد تأثیرگذارند و تفاوت های بین زن و مرد را نمایان تر می کنند.

3. بر اساس آمارها، طول عمر زنان 4، 7، 8 و 10 سال بیش از مردان است و به طور متوسط، آنان حدود 7 سال بیشتر از مردان زندگی می کنند. ۴

4. در جهت شناخت فیزیولوژی زن و مرد، یافته ها و هنجارهای طبیعی آزمایشگاهی قابل توجهی وجود دارند. اندازه متوسط برخی از ویژگی های خونی و هورمونی در زن و مرد متفاوت است، به گونه ای که مشاهده آنچه در بدن مرد طبیعی می نماید، در پلاسمای خون یا ادرار زن ـ مثلا ـ هشداردهنده است و می تواند نشانه نوعی اختلال یا بیماری باشد. ۵

5. از نظر مغز و اعصاب نیز بین مغز زن و مرد تفاوت هایی قابل توجه وجود دارند. درباره این تفاوت ها به لحاظ سلولی، حجم و اندازه، تعامل با هورمون های بدن و کارکردها، بررسی های دقیق زیادی صورت گرفته اند.

6. از نظر استخوان بندی نیز بین زن و مرد تفاوت های زیادی بیان شده اند، به گونه ای که در پزشکی قانونی، از این تفاوت ها به جنسیت فرد پی می برند; مثلا، گفته اند: استخوان های جمجمه و لگن از نظر جنسیت، بیشترین تفاوت ها را دارند، به گونه ای که از 90 درصد افراد، تنها با بررسی جمجمه و لگن، می توان جنسیت آن ها را مشخص کرد. ۶

7. همین سان، در دیگر ابعاد جسمانی همچون دستگاه ادراری، قلب و ریه و دیگر اندام های انسان نیز به تفاوت های بین دو جنس تصریح شده و از سوی محققان و دانشمندان و بخصوص فیزیولوژیست ها تحقیقات و بررسی هایی صورت گرفته اند.

ب. تفاوت در توانایی های شناختی

روان شناسان وقتی از توانایی های ذهنی و شناختی انسان سخن می گویند، به سراغ مفهوم «هوش» و کارکردهای آن می روند و به آنچه در ظاهر ادراکات آدمی، حاصل سازواره بدن، به ویژه فعالیت مغز و قشر آن است، «هوش» می گویند. هوش را می توان بخشی از فعالیت های نفس آدمی دانست که از مرحله احساس تا مرحله فعل نمود دارد. هوش قسمتی از شخصیت و عالم مشترک فکر، عقل، معلومات و دانستنی هاست و در واکنش های طبیعی اعمال عادی و کارهای ارادی نقش دارد. انسان هوشمند احساس، درک و حافظه برتری دارد و روابط بین اشیا را بهتر درمی یابد واکنش های وی بجا و متناسب هستند و در مقابل هیجانات، انفعالات و عواطف، دقیق تر، ظریف تر و مؤثرتر عمل می کند. ۷

برخی هوش را ترکیبی از استعداد عددی (روابط و مسائل ریاضی)، آمادگی روانی ـ کلامی (حضور ذهن و کاربرد هر سخن در جای خود)، درک معانی (نقلی، عقلی، فلسفی و علمی)، حافظه، استدلال، فهم روابط فضایی و سرعت ادراک دانسته اند. بعضی نیز تعاریف دیگری از آن ارائه داده اند.

هوش به دو نوع «نظری» و «عملی» تقسیم می شود. «هوش نظری» برای شناخت روابط و واقعیت ها به کار می رود و در میان نوابغ و فلاسفه و هنرمندان به صورت نمایان دیده می شود. «هوش عملی» شناخت محیط زندگی و سازگاری آن است.

رابطه هوش با جنسیت

از جمله مسائلی که همیشه مورد توجه روان شناسان بوده، این است که آیا هوش با جنسیت ارتباط دارد؟ در صورت ارتباط، میزان هوش در کدام یک از دو جنس بیشتر است؟ با آنکه تحقیقات کمّی و کیفی زیادی در این باره صورت گرفته، ولی به لحاظ پیچیدگی موضوع، پاسخ قطعی حاصل نشده و نتیجه بررسی ها از حد فرضیه فراتر نرفته است. در زمینه رابطه بین هوش و جنسیت، سه نظریه وجود دارند:

1. عدم تفاوت هوش بین زن و مرد

در این دیدگاه، ادعا شده که بهره هوشی کلی زنان و مردان تا حد زیادی مشابه و یکسان است. از تفاوت اندک برتری هوشی پسران بر دختران نیز می توان چشم پوشید; زیرا این تفاوت از شرایط محیطی و عوامل اجتماعی ناشی می شود. ۸

2. فقدان رشد عقلی در زنان

برخی در زمینه کاستی مغز و توان هوشی زن، به افراط گراییده و گفته اند. «زنان مغز ندارند; اگر سر کوچکشان را پر کنیم، از کار می افتد. شناخت های فکری برای زن به بهای از دست دادن ویژگی های زنانه ارزشمند پدید می آید. زنان با هوش نازا هستند و همه ناظران تأیید می کنند که زنان با هوش صفات و حالات مردانه دارند.» ۹

عدم رشد عقلی در برخی اندیشه ها، از بزرگ ترین نقطه ضعف های شخصیت زن به حساب آمده است; امری که به نااستواری و غیرقابل اعتماد بودن شخصیت وی می انجامد و سبب می شود دیر یا زود نتواند معنویات و کمالاتی را که به دست می آورد، نگاه دارد و در اثر دخالت های عاطفی، عقل از مسیر خودش انحراف یابد. ۱۰

از نظر دکتر پل زولیوس موبیئوس ، ناتوانی ذهنی یا ضعف فکر زن نه فقط واقعیت، بلکه ضرورت است و نه تنها مواهب فکری زن از مرد کمتر است، بلکه آن ها را بسیار سریع تر از دست می دهد. سر زن کوچک تر از سر مرد است و سر کوچک به طور طبیعی مغز کوچک را در خود جای می دهد. ضعف فکری او را از استدلال دور می کند. ۱۱

در نظر اگوست کنت ، «مرد برای اندیشیدن ساخته شده است و زن برای دوست داشتن.» ۱۲

از نظر روسو، تقریباً تمام دخترها خواندن و نوشتن را با اکراه می آموزند، اما کاربرد سوزن را همیشه داوطلبانه یاد می گیرند. هیچ هنری را نه دوست دارند و نه یاد می گیرند و هیچ نبوغی هم ندارند. ۱۳

از دیدگاه پرودون ، زن حد وسط میان مرد و دنیای حیوانی است و به خودی خود، علت وجودی ندارد. او زمانی که هوش خود را به کار گیرد، زشت و دیوانه می شود. ۱۴

پل بروکا می گوید: نباید از نظر دور داشت که زن به طور متوسط، کم عقل تر و کم هوش تر از مرد است، و ممکن است درباره این تفاوت مبالغه شده باشد، اما در هر حال تفاوتی واقعی است. بنابراین، می توان فرض کرد که کوچکی مغز زن در عین حال، تابع کهتری جسمانی و کهتری فکری اوست. ۱۵

ژرژ ساند ، که خود زن است، زن را به طور ذاتی احمق می داند، و لامند آن را مجسمه زنده حماقت به حساب می آورد. ۱۶

ایپولیت تن می گوید: اگر استدلال، اندیشه و هوش را در اختیار زن بگذاریم مثل آن است که چاقویی را به دست بچه بدهیم.۱۷

3. تفاوت در توانمندی های هوشی

این دیدگاه عامل جنسیت را در توانمندی های هوشی مؤثر می داند و به امتیازات نسبی و برتر هریک از دو جنس در عوامل هوشی اشاره می کند و آن ها را ناشی از عوامل زیستی و هورمونی و مسائل وراثتی و امور طبیعی مانند دیگر تفاوت های موجود بین زن و مرد می انگارد و ضمن آنکه محیط و عوامل اجتماعی و فرهنگی را در بروز استعدادها مؤثر می شمارد، بر نقش مسائل فیزیولوژی، به ویژه هورمونی، تأکید میورزد. در این زمینه از نتایج برخی تحقیقات نیز کمک گرفته اند:

الف. جمجمه زنان و کودکان نازک تر از مردان است و حجمی حدود 10 درصد کمتر از جمجمه مردان دارد. اندازه مغز زنان کوچک تر و وزن آن سبک تر است. در عین حال، اگر از ارتباط بین اندازه مغز و هوش سؤال شود، با یافته های کنونی نمی توان پاسخ قطعی داد، هرچند گفته شده: ضریب همبستگی بین حجم مغز و بهره هوشی بین10تا30درصداست. ۱۸

ب. بر اساس یک فرضیه، میزان هوش بر اثر ساختمان سلولی و شیمیایی مغز افراد متفاوت است. تحقیقات نیز نشان داده اند که لایه خارجی مغز نقش مهمی را در هیجان آدمی بر عهده دارد و چون در این پدیده روانی، زن و مرد متفاوتند و هیجانات در زن نمود بیشتری نشان می دهند، می توان دریافت که دو جنس از این نظر، تفاوت هایی دارند. بدین سان، برخی از تفاوت های درونی مغز بین دو جنس آشکار می شوند و اگر توجه شود میزان هوش با چین خوردگی های سطح خارجی مغز مرتبط است و نقش جنسیتی را نمی توان در آن نادیده گرفت. ۱۹

ج. درباره توانایی ها و مهارت های کلامی نیز باور غالب آن است که دختران برتری اندکی بر پسران در این زمینه دارند. ۲۰ در مرحله کودکی، دختران از پسران نسبت به تعداد یادگیری نخستین کلمات و ساختن جمله ها و ادای رسا و روشن آن ها، میزان استفاده از کلمات، حفظ خزانه لغات، خواندن و خلّاقیت کلامی، نوشتن و هجّی کردن و نکات گرامری برتر به نظر می رسند. آزمون های مربوط به کاربرد زبان و مهارت های کلامی این مطلب را تأیید می کنند. ۲۱

مخفی نماند گروهی نیز با توجه به تحقیقات اخیر نظر داده اند که تفاوت در توانایی های کلامی بین دختران و پسران در مقایسه با سه دهه گذشته کمتر شده است. از این مطلب، می توان نتیجه گرفت که ممکن است این تفاوت از عوامل محیطی و زمینه های فرهنگی ناشی شود.

این نکته مهم نیز قابل توجه است که برتری زنان در توانایی های کلامی از حد سیّالی کلام فراتر نمی رود و در درک کلامی و استدلال به آن (مانند قیاس کردن) دختران بر پسران برتری ندارند. در آزمون های غیرکلامی، تفاوت چشمگیری میان دختر و پسر بروز می یابد. این تفاوت همواره (بجز آزمون رمزنویسی) به نفع پسرهاست. ۲۲

د. در تفاوت زن و مرد در هوش کلی، گفته شده: گرچه برخی نمره هوش بهر زنان و مردان را تا حد زیادی مشابه دانسته و گفته اند: شواهد مبنی بر اینکه از نظر هوش کلی، یکی از دو جنس بر دیگری برتری داشته باشد، یافت نشده است و نابرابری های خاصی در بعضی از عوامل، یکدیگر را خنثا و تعدیل می کنند، اما پیداست که بعضی از استعدادهای خاص در یکی از دو جنس قوی تر و رشد یافته تر از دیگری است. ۲۳

«هوش کلی» همان عوامل هوش است که از مجموعه آزمون های کلامی و غیر کلامی به دست می آید و توانایی عددی، روانی، کلامی، حافظه، استدلال، درک روابط فضایی و سرعت ادراک را شامل می شود. ۲۴

پسران به طور نسبی در تجسّم فضایی، استعدادمکانیکی،استدلال های ریاضی و منطقی بر دختران برتری دارند. برتری دختران نیز بر اساس گزارش ها در عوامل زیباشناسی (اشکال، رنگ ها، تصاویر)، توانایی های کلامی (تعریف کلمات) مهارت های یدی (دکمه کردن، نخ کردن) مورد تأیید است. ۲۵

با توجه به این اظهارنظرها و این مطلب که تفاوت های فردی در هوش آشکارند و اشخاص گوناگون بهره های هوشی متفاوت دارند، برخی در تصوّر و تصویر کردن قوی هستند و استعداد بعضی برای یادگیری زبان زیاد است; همچنین دسته ای از افراد حافظه قوی دارند و می توانند واقعیت های مرتبط به همه چیز را در نظر بگیرند. نیز هوش تحت تأثیر عامل وراثت است و ژن های متعدد به میزان زیاد، آن را مشخص می کنند. حتی گفته شده است: هورمون های فرد در آغاز، رشد هوش را آسان می سازند و تجویز آندروژن ها به افرادی که از نظر وراثت ماده اند، بهره هوشی آن ها را به میزان قابل توجهی از بهره هوشی میانگین افراد ماده طبیعی بالا می برد. این موضوع ما را به این گفته دیوید وکسلر نزدیک می کند که گفته است «یافته های ما نوید همان چیزی است که شاعران و داستان نویسان غالباً ادعا کرده اند و مردم عامی مدت هاست معتقدند، و آن این است که مردها نه تنها رفتاری متفاوت با زنان دارند، بلکه به صورتی متفاوت می اندیشند.» ۲۶

تفاوت توانایی های شناختی در طبقه بندی بلوم

به دلیل آنکه توانایی های عقلی به مقدار زیادی با توانایی های شناختی مربوط می شوند و زنان و مردان در توانایی های شناختی با یکدیگر متفاوتند، برای تبیین، بجاست بیشتر این موضوع با تأکید بر طبقه بندی شناختی بلوم مورد توجه قرار گیرد.

بلوم اهداف تعلیم و تربیت و یادگیری را به سه حیطه «شناختی»، «عاطفی» و «عملکردی» تقسیم کرد. حیطه شناختی را نیز به شش طبقه تقسیم نمود که عبارتند از:

الف. دانش: شامل یادآوری (بازخوانی بازشناسی) امور جزئی و کلی که این سطح مربوط به حافظه است. تحقیقات نشان می دهند که زنان از حافظه قدیمی قدرتمندی برخوردارند و حافظه آنان دقیق و سریع است. خانم ها تمام جزئیات و ظرایف را درک می کنند و از هر 100 محرّک، 90 محرّک را دریافت می کنند و به حافظه می سپارند، در حالی که تعداد محرّک هایی که مردان دریافت می کنند کمتر است. از این رو، دختران در دروس حفظ کردنی قوی تر و موفق تر از پسران هستند و پسران در دروس ریاضی قوی ترند.

ب. فهم: درک مطالب به گونه ای که هدف اصلی مطلب موردنظر را بیابند و بفهمند، فهم است. از عوامل مؤثر در فهم بهتر، دانش، گذراندن تحصیلات دانشگاهی، سن و سال و موقعیت های طبیعی مناسب است. زنان در مقایسه با مردان، از نظر فهم سرعت کمتری دارند .

ج. به کاربستن: نسبت به فهم سطحی، به کار بستن پیچیده تر است و فرد باید در این قسمت، مفاهیم انتزاعی را در در زمینه های عینی به کار برد. به دلیل آنکه زنان تفکر انتزاعی گسترده تری نسبت به مردان دارند و اجرای این تفکر بسیار ریز و جزئی است و مردان کلیات هر موضوعی را درک می کنند، مردان به وقت کمتری برای پردازش نیاز دارند. به همین دلیل، سرعت تصمیم گیر آن ها سریع تر است. به هر حال، مردان به خاطر سرعت در پردازش اطلاعات و درک کلی مطالب، از سرعت بیشتری در کاربرد (به کار بستن) برخوردار هستند، ولی سرعت زنان در این زمینه کمتر و دقتشان بیشتر است.

د. تحلیل یا تجزیه: در این مرحله، فرد یک مطلب را شکسته و به اجزای کوچک یا عناصر تشکیل دهنده آن تقسیم می کند. این مرحله نیاز به تمرکز زیاد دارد; زیرا هر جزئی باید به نحوی منطقی با کل در ارتباط باشد. در مرحله «تجزیه و تحلیل»، در نگاه اول به نظر می رسد مردان از دیدگاه متمرکز برخوردار بوده، قوی تر از زنان باشند; زیرا زنان جزئی نگرند، اما در فرایند تحلیل، کارشناسان بر این باورند که مطالعه جزئیات بدون در نظر گرفتن رابطه آن ها با همدیگر و با کل، موجب پریشانی فکر خواهد شد، در حالی که مطالعه از کل به جزء قدرت تجزیه و تحلیل را افزایش می دهد. بنابراین، شاید بتوان گفت: در این مورد زنان از مردان قوی ترند; زیرا زنان هوشیاری با حواس باز دارند و مردان هوشیاری با حواس متمرکز و از این رو، کمتر قادر به ایجاد تناسب اجزای یک کل هستند.

هـ . ترکیب: عناصر و اجزای یک کل یکپارچه را کنار هم گذاشتن و طرح جدیدی تولید کردن ترکیب است; همان فعالیت ذهنی که به آفرینندگی یا «خلّاقیت» معروف است. قدرت خلّاق زنان به طور قابل ملاحظه ای ضعیف تر و محدودتر از مردان است. توجه به محیط آموزشی و شیوه زندگی و فرهنگ حاکم بر جامعه در بروز خلّاقیت نقش دارند. خلّاقیت مردان بیش از زنان است و در این زمینه، مردان استعداد ذاتی دارند. حتی در خلّاقیت های ادبی نیز مردان درخشان تر از زنان هستند.

و. ارزشیابی: این، مرحله داوری نتیجه گیری و قضاوت است. به دلیل آنکه زنان تفکر جزئی گرا دارند، در مرحله ارزشیابی موفقیت کمتری نسبت به مردان دارند. آن ها برای استنتاج به سرعت انتقال و اطلاعات نیاز دارند، و چون در این زمینه دچار نقص و مشکل هستند، در نتیجه گیری نیز با مشکل مواجه خواهند شد. زنان در جزئیات زندگی فرو می روند و به آن ها بها می دهند و کمتر به مرحله تفکر فیلسوفانه می رسند.

نتیجه‌گیری

در یک جمع بندی کلی می توان گفت: در ماهیت و سرشت وجودی تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و هر دو از گوهر انسانی مشترکی برخوردار هستند. همچنین زن و مرد در هدف غایی آفرینش، اشتراک دارند نه آنکه یک جنس محور اصلی هستی باشد و جنس دیگر فرعی و یا طفیلی و هیچ کدام مقدّمه وجود دیگری نیست. هرچند با استناد به برخی متون دینی می توان گفت: زنان عواطف و احساسات بیشتری در مقایسه با مردان دارند و ثانیاً، از آنجا که نقش مدیریت در خانواده نیازمند اِعمال و نگرش منطقی و خردمندانه نسبت به قضایا در زندگی است، گذاشتن مسئولیت مدیریت خانواده به عهده مرد نشانه رجحان نوع مردان در برخورداری از این نگرش است. و در نتیجه می توان به نوعی تفاوت ادراکی بین زن و مرد قائل شد. و البته این تفاوت ناشی از قوّت خود مرد نیست بلکه معلول صفت تعقل در اوست. به عبارت دیگر، در هر دو قدرت تعقل وجود دارد ولی در مرد مانع ها کمتر است و اقتضای تعقل بیشتر است. در روان شناسی نیز این تفاوت را می توان با مراجعه به توانایی های شناختی که بلوم مطرح کرده است مورد تأیید و تأکید قرار داد.


۱ـ الکسیس کارل، انسان موجود ناشناخته ، ترجمه پ، ص 100.

۲ ـ سیامک خدارحیمی و دیگران، روان شناسی زن ، انتشارات مردمک، 1377، ص 4.

۳ ـ آسیموف آیزاک، اسرار مغز آدمی ، ترجمه محمود بهزاد، تهران، علمی و فرهنگی، 1372، ص 118.

۴ ـ سیدهادی حسینی، کتاب زن ، تهران، امیرکبیر، 1381، ص 107.

۵ ـ همان، ص 126.

۶ ـ گان کریستین، استخوان شناسی و مفصل شناسی ، ترجمه صوفیا نقدی، انتشارات نخل، 1375، ص 4.

۷ ـ جمعی از مؤلفان، شناخت و سنجش هوش و استعداد تحصیلی ، انتشارات دکتر فاطمی، 1361، ص 7 

 ۸ـ پیره روژه، روان شناسی اختلافی زن و مرد ، ترجمه حسین سروری، انتشارات جانزاده، 1370، ص 107.

۹و۱۰ـسیدهادی حسینی، پیشین، ص 216.

۱۱ ـ گری بنوات، زنان از دید مردان ، ترجمه محمّدجعفر پوینده، تهران، جام، 1377، ص 98.

۱۲ ـ همان، ص 81.

۱۳ـ همان، ص 76.

۱۴ ـ سید هادی حسینی، پیشین.

۱۵و۱۶و۱۷ـ همان، ص 217.

۱۸ـ کالات جیمز، روان شناسی فیزیولوژیک ، ترجمه اسماعیل بیابان گرد، انتشارات دانشگاه شاهد، ص 48.

۱۹ ـ جمعی از مؤلفان، شناخت و سنجش هوش و استعداد تحصیلی ، 1361، ص 15.

۲۰ ـ پیره روژه، روان شناسی اختلافی زن و مرد ، ترجمه حسین سروری، ص 50.

۲۱ ـ سیدهادی حسینی، پیشین، ص 230.

۲۲ـ سیامک خدارحیمی، روان شناسی زنان ، انتشارات مردمک، 1377، ص 140.

۲۳ـ پیره روژه، روان شناسی اختلاف زن و مرد ، ص 104.

۲۴ ـ ال. مان نرمال، اصول روان شناسی ، ترجمه و اقتباس محمود ساعتچی، چ سیزدهم، تهران، امیرکبیر، 1375، ج 1، ص 261.

۲۵ـ پیره روژه، روان شناسی اختلافی زن و مرد ، ص 49.

۲۶ ـ سیدهادی حسینی، کتاب زن ، ص 235 به نقل از: آیا به راستی مردان از زنان برترند


مطالب مشابه :


نشانگان کورساکف چیست؟

کتاب جامع پرستاری, کالات، جیمز؛ روان‌شناسی فیزیولوژیک، ترجمه یحیی سیدمحمدی فیزیولوژی.




رابطه آگاهی از سندرم ملال پیش از قاعدگی(PMS) با رضایت زناشویی زوجین جوان

کالات،جیمز(1384)؛ فیزیولوژی اعصاب و غدد،مترجم دکتر هادی یحیرایی،تهران: نشر ارسباران.




بررسی تفاوت زن و مرد در روانشناسی

بر نقش مسائل فیزیولوژی، به کالات جیمز، روان شناسی کتاب زن ، ص 235 به




تفاوت زن و مرد

در جهت شناخت فیزیولوژی زن و مرد 27 ـ سیدهادی حسینی، کتاب زن 41 ـ کالات جیمز، روان




برچسب :