همه چیز درباره مجموعه تلویزیونی نرگس

             نگاهی به سریال «نرگس»، ساخته سیروس مقدم
                                                                                     پاییز پدرسالار
 

213240.jpg
خلاصه نكته
سریال «نرگس» بر پایه قصه قدیمی عشق بین شاهزاده و گدا شكل گرفته است كه البته از این حیث ایرادی به آن وارد نیست . چون تمام قصه ها براساس موضوعات محدودی موجودیت می یابند اما مهم خط داستانی سریال است كه باعث می شود قصه شاهزاده و گدا، روایتی جدید حداقل در چارچوب مجموعه های تلویزیونی داشته باشد .
مجتبی پورمحسن : فرزاد حسنی مجری برنامه «كوله پشتی» در یكی از شب های هفته گذشته به بیننده ای كه تماس گرفته بود تا از طریق شبكه سوم تلویزیون از همسایه اش گله كند یادآوری كرد كه ساعت ۱۱ ، ۳۰۱۱ شب دیگر همه شامشان را خورده اند، سریال «نرگس» را دیده اند و می خواهند بخوابند .
بین سال های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ یك مجموعه تلویزیونی از شبكه ان بی سی پخش می شد به نام دوستان . این سریال در آمریكا و اروپا آن قدر محبوب بود كه بسیاری از چهره های برجسته در مصاحبه هایشان وقتی می خواستند از برنامه روزانه شان حرف بزنند حتما با افتخار اشاره می كردند كه قبل از خواب سریال «دوستان» را می بینند . تجربه های اینچنینی در برهه های مختلف و در كشورهای متفاوت اتفاق افتاده است . در ایران اما شاید یك موقعی همه شنبه شب ها می نشستند پای تلویزیون تا نسخه سانسور شده و بهتر است بگوییم دگرگون شده «سال های دور از خانه» یا همان «اوشین» را تماشا كنند . اما در سال های اخیر كه با وجود رسانه های متنوع حق انتخاب در گستره وسیع تری در اختیار بیننده ایرانی قرار گرفته، شبكه های تلویزیونی برای جذب مخاطب كار دشوارتری برعهده دارند . وقتی طبق آمار ۶۸ درصد مردم بیننده سریال نرگس هستند مشخص است كه شبكه سه با این سریال در جلب نظر بینندگان موفق بوده است . اما این آمار تنها می تواند یك دلیل باشد و نمی توان به بهانه آن ضعف های «نرگس» را نادیده گرفت . پس باید سعی كرد تا در كنار اشاره به نقاط ضعف و قوت سریال «نرگس»، دلایل استقبال مردم از آن را نیز بررسی كرد.
۱ سریال «نرگس» بر پایه قصه قدیمی عشق بین شاهزاده و گدا شكل گرفته است كه البته از این حیث ایرادی به آن وارد نیست . چون تمام قصه ها براساس موضوعات محدودی موجودیت می یابند اما مهم خط داستانی سریال است كه باعث می شود قصه شاهزاده و گدا، روایتی جدید حداقل در چارچوب مجموعه های تلویزیونی داشته باشد . انتخاب زوجی با فاصله طبقاتی معقول برخورد خانواده پسر و دختر را برای تماشاگر تحمل پذیرتر كرده است . اما اگر فیلمنامه بسیاری از مجموعه های تلویزیونی ایرانی به خاطر گسسته شدن روایت و در رفتن سررشته داستان از دست فیلمنامه نویس و كارگردان، كش دار به نظر می رسند، «نرگس» این ضعف را با این مختصات ندارد . كیفیت ضعف «نرگس» متفاوت است . در واقع سریال «نرگس» به خاطر پایبندی بیش از حد به سوژه ای كه انتخاب كرده، غیرقابل باور به نظر می رسد . در سریال «نرگس» همه یا در حال ازدواج هستند یا پسر، دختر، خواهر، برادر و یا یكی از اقوامشان در حال ازدواج است . بالاخره تمام شخصیت های سریال تنها در صورتی وارد ماجرا می شوند كه به ازدواج ربط پیدا كنند . در اینكه «ازدواج» یك دختر و پسر مسئله مهمی برای خانواده ها محسوب می شود شكی نیست اما آیا انصافا خانواده های شوكت و محتشم جز فكر كردن و حرف زدن درباره ازدواج كار دیگری نمی كنند كه بتواند شخصیت آنها را شكل دهد . دو تا از برجسته ترین شخصیت های حاشیه بهروز و نسرین، نرگس و محمود شوكت هستند . سریال اگرچه كوشیده روی این دو كاراكتر بیش از بقیه درنگ كند اما نتوانسته زندگی مشخصی برایشان تعریف كند . اشاره های زودگذر به شغل آقای شوكت و یا مسئله ازدواج نرگس گزینه های مناسبی برای خلق شخصیت های نرگس و شوكت نشده است و یا لااقل فیلمنامه نویس و كارگردان سریال نتوانسته اند از این ویژگی ها، قصه های فرعی راهگشایی بسازند . مسئله ازدواج نه تنها نتوانسته كلیشه نرگس را باورپذیر كند بلكه هرچه بیشتر او را از تماشاگر دور می كند . درباره دیگر شخصیت ها نیز همین ضعف وجود دارد . یعنی هیچ داستان حاشیه ای مناسبی برایشان پیش بینی نشده است . در صحنه های مختلف مثلا شوكت حرف می زند و بقیه گوش می دهند، می ترسند و واكنش نشان نمی دهند یا در نقطه مقابل نرگس حرف می زند و به عنوان الگویی بی نقص معرفی می شود و اطرافیان او از نظر شخصیتی آنقدر ضعیف می شوند كه كاملا تحت تاثیر او قرار می گیرند.
۲ سریالی با داستانی موجز وابسته به شخصیت پردازی است . در «نرگس» هم ما بیشتر با شخصیت ها سر و كار داریم یعنی براساس تعریفی كه از شخصیت ها داریم درباره روابط و حوادث قضاوت می كنیم . پس یكی از راه های ارزیابی این سریال بررسی شخصیت های اصلی آن است . نرگس، محمود شوكت، نسرین و بهروز شخصیت های اصلی سریال هستند . محمود شوكت نماد یك پدرسالار است . كسی كه به قول خودش هیچ كسی روی حرفش حرف نمی زند . او كه زندگی مرفهی برای خانواده اش فراهم كرده تاجر پارچه است . تاجری كه با توجه به اشاراتی كه در فیلم می شود كارش را با زد و بند پیش می برد . او تمام اعضای خانواده اش را به خود وابسته نگه داشته تا مبادا كسی بتواند در مقابلش بایستد . ظاهرا محمود شوكت دو دخترش را هم براساس همین معیار به خانه بخت فرستاده است . او برای بهروز هم نقشه هایی در سر دارد و وقتی می بیند كه پسرش می خواهد روی پای خودش بایستد با ازدواج او مخالفت می كند . تا اینجای كار، «شوكت» به عنوان یك پدرسالار، نقش قابل قبولی محسوب می شود اما او در مقابل اتفاق ها واكنش هایی نشان می دهد كه شخصیتش را مخدوش می كند . در پرداخت یك شخصیت باید به این نكته توجه داشت كه شخصیت باید آنقدر واقعی به نظر برسد كه تماشاگر فكر كند از بطن زندگی بیرون كشیده شده است . اما واكنش شوكت نسبت به نرگس به هیچ وجه عكس العملی قابل باور نیست و باعث ایجاد فاصله بین شخصیت شوكت و تماشاگر می شود . لج بازی شوكت با نرگس آنقدر غیرمنطقی به نظر می رسد كه تماشاگر تصور می كند تنها برای پیش بردن سریال این واكنش انتخاب شده است . روانشناسی شخصیت های سریال «نرگس» موضوع این مقال نیست اما در یك توضیح كوتاه می توان این سئوال را مطرح كرد كه اگر قرار باشد شوكت با تمام آدم هایی كه سالاری او را تحمل نمی كنند چنین برخوردی داشته باشد پس آیا تمام زندگی او به جنگ با دیگران گذشته است تلاش شوكت برای حفظ اقتدارش در محدوده خانواده و محل كار قابل قبول است اما اجیر كردن آدم برای شكست دادن «نرگس» یا هر كس دیگری شگرد لوثی برای پرداخت شخصیت شوكت است . ضمن اینكه وجه خیرخواهانه شوكت پدرسالار در سریال بسیار كمرنگ است . این ضعف بیشتر متوجه كارگردان سریال است كه نتوانسته در كنش های شخصیت شوكت وجهی از خیرخواهی را با میل مفرط او به حفظ اقتدارش بیامیزد . وجه محبت آمیز رفتار شوكت فقط محدود به صحنه هایی می شود كه در آن پدر خانواده در مقابل اعضای خانواده حرف های محبت آمیز كلیشه ای می زند و اعضای خانواده هم مثل اشیای خانه بدون واكنش به حرف های او گوش می كنند . متاسفانه هرچه بیشتر از سریال می گذرد شخصیت شوكت تك بعدی تر می شود . دیگر شخصیت اصلی سریال هم نرگس است . نرگس كه قرار است به عنوان الگوی دختر برتر به تماشاگر معرفی شود شخصیتی كاملا تصنعی است . كاش مسئولانی كه چنین شخصیت هایی را به فیلمنامه نویسان سفارش می دهند كمی عمیق تر بیندیشند و از خودشان بپرسند كه اصلا چنین شخصیتی در دنیای امروز وجود خارجی دارد آیا در شرایطی كه نرگس به هیچ وجه برای تماشاگر باورپذیر نیست، تاكید افراطی بر برخی «حسن»ها نتیجه ای جز مخدوش كردن مقبولیت رفتارهایی ندارد كه در عرف به عنوان حسن پذیرفته شده است شخصیت نرگس باورپذیر نیست چون واقعیت ندارد . چون اشتباه نمی كند چون بسیاری از ویژگی های منفی اما ذاتی هر انسان از شخصیت او حذف شده است . تماشاگر وقتی شخصیتی را اینقدر غیرواقعی می بیند سعی می كند كاملا او را از ذهنش كنار بگذارد . ماجرای ازدواج نرگس با احسان سعیدی هم جزیی از همان اصولی است كه قرار است در سریال نرگس تبلیغ شود . نرگس دقیقا كسی را انتخاب كرده كه مثل خودش رفتارهای معقول، خوب و دیگرخواهانه دارد . نرگس می توانست شخصیتی باشد با ویژگی های مثبت اما با رفتاری واقعی از جنسی كه آد م ها در زندگی واقعی از خود بروز می دهند . پیش از مرگ مادر نرگس و زمانی كه هنوز سریال كاملا روی ازدواج بهروز و نسرین تمركز نكرده بود، ضعف در پرداخت شخصیت «نرگس» بیشتر به چشم می آمد چرا كه شخصیت مادر نرگس دست كمی از خودش نداشت . كارگردان و نویسنده این سریال می توانند از تجربی ترین روش برای ارزیابی كار خودشان استفاده كنند . كافی است لحظه ای بیندیشند كه آیا در جامعه امروز «مادر» همانی است كه در شخصیت مادر نرگس می بینیم
بهروز و نسرین نسبت به نرگس و شوكت وضعیت بهتری دارند . مخصوصا نسرین كه به خوبی پرداخت شده است . خواسته های درونی و رفتارهای بیرونی نسرین به خوبی در چهره بازیگرش نقش می بندد . در قسمت های مختلف سریال تردید در وجود نسرین دیده می شود . تردیدی كه به زبان نمی آید و شاید نمود بیرونی اش همراه با قطعیت است . تناقض بین خواسته های نسرین در شخصیت او درونی شده است . علاقه نسرین به ثروت پدر بهروز هم با نیازهای مالی و شرایط سخت زندگی او توجیه می شود . كاراكتر نسرین آماده بحران هایی است كه داستان سریال به زندگی او تحمیل می كند . از آن سو بهروز نیز شخصیتی است كه برای ایستادن در مقابل پدرش خلق شده است . او كه ظاهرا فرزند لوس خانواده بوده برای زندگی با نسرین تمام قواعد خانه پدرش را كنار می زند . اگرچه در ابتدای سریال به نظر می رسید كه قرار بوده زندگی بهروز و نسرین، نحوه آشنایی و ازدواجشان اشتباه جلوه داده شود و در مقابل زندگی و ازدواج احسان و نرگس به عنوان الگو معرفی شود اما غیرقابل باور بودن كاراكترهای احسان و نرگس بیننده را ترغیب می كند كه با نسرین و بهروز همدردی كند . شخصیت های فرعی سریال اكثرا به شخصیت تبدیل نشده اند . از بین آن همه فقط سه شخصیت مادر بهروز، زهره و مجید گاه كنش های دراماتیك نشان می دهند . ویژگی این سه شخصیت این است كه اگرچه در مقابل شوكت منفعل هستند اما انفعالشان هم مشكل دراماتیك دارد و هم هرازچندگاهی تلاشی برای رهایی از این انفعال از خودشان نشان می دهند.
۳ یكی از حسن های سریال نرگس ریتم مناسب آن است اگرچه در بعضی قسمت ها واقعا اتفاقی رخ نمی دهد . كسی انتظار ندارد در هر قسمت یك سریال كه هر شب پخش می شود انبوهی از حوادث رخ دهد اما این توقع را خود سریال در قسمت های گذشته به وجود آورده است . با وجود كش دار بودن بعضی قسمت ها در كل سریال ریتم قابل قبولی دارد . شكل ساخت سریال «نرگس» هم تفاوت چندانی با اكثر سریال های دیگری كه از تلویزیون ایران پخش می شود ندارد . با توجه به اینكه «نرگس» یك سریال نودشبی محسوب می شود و معمولا نودشبی ها از كیفیت پایین تری برخوردارند، همین قدر كیفیت در سریال نرگس غنیمت به نظر می رسد . ضمن اینكه نباید از یاد برد كه كلیشه ای بودن سوژه سریال و نگاه كلیشه ای به این سوژه مجالی برای فراروی از شیوه های كلیشه ای سریال سازی باقی نمی گذارد . درباره بازی های سریال نمی توان بدون توجه به نكاتی كه درباره شخصیت پردازی اشاره كردیم قضاوت كرد . به همین دلیل منصفانه است نقص هایی كه در بازی حسن پورشیرازی وجود دارد را بگذاریم پای محدودیت هایی كه نقش برایش ایجاد كرده است . تعداد كلوزآپ هایی كه از چهره پورشیرازی ارائه می شود قابل توجه است و این باعث می شود ضعف ها و قوت های بازی او بیشتر به چشم بیاید . مهرانه مهین ترابی همان چهره ای است كه در سریال های دیگر دیده ایم . با این وجود همین كه مهین ترابی نقش خودش را خوب بازی كرده قابل تقدیر است . اما بهترین بازی را عاطفه نوری ارائه می دهد . او تنها بازیگر سریال است كه وجوه مثبت و منفی شخصیتش را در چهره خود بازآفرینی می كند . به همین دلیل بیننده نیز مثبت یا منفی نسبت به نسرین ابراز احساسات می كند.
۴ نكته دیگری كه درباره سریال نرگس باید به آن اشاره كرد شاید آنقدر برجسته نیست كه در یك بند مجزا به آن بپردازیم . اما تاكید بر این مسئله به خاطر تسری آن به سریال های مختلف است . در حالی كه دیگر مخاطب ایرانی عادت كرده وقتی برای تماشای سریال پای تلویزیون می نشیند یك سری شعارها و حرف های مثبت را به صورت مونولوگ از زبان شخصیت های سریال بشنود، خب تلویزیون در ایران انحصاری است و مسئولان سیاست های مشخصی را ترویج می كنند . اما پس از آنكه در «نقطه چین» پای یك شركت خصوصی به عنوان اسپانسر به سریال های ایرانی باز شد مثل اینكه شركت های دولتی یا نیمه دولتی نیز تصمیم گرفته اند در این عرصه به رقابت بپردازند . در سریال نرگس گاهی پیش می آید كه چند نفر دور یك میز می نشینند و یك نفر درباره «صرفه جویی در انرژی» حرف می زند . واكنش كلیشه ای بازیگران سر تكان دادن های بی مورد نشان می دهد كه این صحنه ها چقدر نسبت به سریال بی ربط هستند . شنیدن بعضی از حرف های كلیشه ای به نام سیاست های معمول اگر تحمل پذیر باشد هر چقدر سخت قبول كنید كه این دیالوگ های تبلیغاتی را نمی توان تحمل كرد . آن هم دیالوگ هایی كه به سریال وصله شده اند . سازمان هایی كه این قدر علاقه مند به حضور تبلیغاتی در سریال ها هستند، بد نیست به تجربه های مشابه در تلویزیون های خارجی نگاهی بیندازند . نمونه اش همین سریال «هشدار برای كبرا ۱۱» كه تبلیغ محصولات یكی از معتبرترین شركت های اتومبیل سازی جهان با ظرافت در آن نهفته شده است طوری كه اصلا تماشاگر متوجه نمی شود اما تاثیر می پذیرد . سازندگان سریال نرگس می توانند صحنه هایی مربوط به «صرفه جویی در انرژی» را با سریال «هشدار برای كبرا ۱۱» مقایسه كنند.
۵ در این مجال سعی كردم سریال «نرگس» را در حد و اندازه های خودش مورد نقد و بررسی قرار دهم . اما یك مسئله اساسی ناگفته باقی مانده است . «نرگس» از داستانی عامه پسند برخوردار است . داستانی كه این روزها در مجله های خانواده طرفداران زیادی دارد . اگر صاحبان مجلات خانوادگی كم مایه و عامه پسند برای افزایش تیراژ به تقلیل فرهنگ مشغولند از تلویزیون ایران كه خصوصی نیست انتظار نمی رود به نام «جذب مخاطب»، هم سلیقه تماشاگرانش را پایین بیاورد و هم نگاهی كم مایه و عامه پسند را در سریال هایش پیگیری كند . مطمئنا آمار ۶۸ درصدی بیننده برای سریال «نرگس» موفقیتی برای مسئولان شبكه سوم محسوب می شود اما در نگاهی واقع بینانه می توان پی برد كه درصد زیادی از این بینندگان بنا به یك عادت اجتماعی تماشاگر «نرگس» هستند . عادتی كه براساس آن هر سریالی در این ساعت پخش شود با كیفیت یا بی كیفیت تماشایش خواهند كرد . اگر هم این واقعیت را نادیده بگیریم و باور كنیم كه تمام آمار ۶۸ درصدی فقط به عشق تماشای «نرگس» ساعت ده و نیم شب پای تلویزیون می نشینند باید از مسئولانی كه آنتن پربیننده ترین شبكه تلویزیونی را در بهترین ساعت شب در اختیار سریالی مثل «نرگس» می گذارند سئوال كرد كه چه كرده اند كه سلیقه ۶۸ درصد مردم سریالی با كیفیت «نرگس» است.   منبع: شرق ---------------------------------------------------------------- سریال هر شبه نرگس شاید یک اتفاق مسعود بهبهانی نیا
213243.jpg
اینك كه نزدیك به یك سوم از مجموعه نرگس پخش و دیده شده، بهتر می شود در موردش حرف زد البته به اندازه یك سوم هر چه كه باید گفت و نه بیشتر
اوایل بهمن ۸۲ یعنی دو سال و نیم پیش نگارش مجموعه ای نودقسمتی به من پیشنهاد شد. نكات مشخص پیشنهاد این بود كه فیلمنامه باید تولید باشد و فیلم در صورت تولید قرار است هر شب از شبكه سوم سیما پخش شود. معنی تولید بودن روشن بود یعنی از نظر قصه پردازی، دست برای نوشتن حوادث و ماجراهای پرخرج و یا استفاده از لوكیشن های متعدد، یا حتی فكر كردن به بازیگران گران قیمت بسته بود. این یك تحدید بود یعنی محدود كردن ذهن و قلم به نوعی خاص از قصه و فیلمنامه و محصور ماندن در چهاردیواری تنگ مثلا یك یا چند آپارتمان. اما نكته دوم تهدید بود یعنی اگر در خلق و نوشتن قصه درماندی، حكم مرگت را به روش «شهرزاد قصه گو» امضا كرده ای آن هم قصه ای كه قرار است نود شب بیننده را به دنبال خود بكشاند.
كار به همان اندازه ای كه به نظرم سخت آمد، وسوسه انگیز هم بود. كشتی گرفتن با شرایط دشوار و از پس امتحان مشكل برآمدن جالب بود مخصوصا وقتی با اتفاق دوم، چاشنی غیرت شدن به سبك جنوبی ها هم به آن اضافه شد. ماجرا از این قرار بود كه تهیه كننده به جز من دنبال نویسنده دیگری هم می گشت تا قصه را دو نفر بنویسند. اما كسی را پیدا نكرد یا در حقیقت كسی زیربار نرفت و كار میان زمین و آسمان ماند و از دهنم در رفت«خودم شروع می كنم»
همه چیز در تنهایی آغاز شد با این فكر كه چطور می شود تهدید را به فرصت تبدیل كرد. برای اولین بار بود كه تلویزیون دست به چنین ریسكی می زد و شكست در نظر همه دوستان محتمل بود. این كه در فضای كلی سریال ساز تلویزیون كه مخاطبان عام هم به دلیل بالا رفتن سلایقشان، به سختی راضی می شوند و اغلب نویسندگان و كارگردان ها متهم به كش دار كردن سریال ها می شوند، چطور امكان دارد قصه ای نود قسمتی طراحی كرد كه بیننده بدون احساس كسالت، آن را مشتاقانه دنبال كند.
قدم اول بعد از امید بستن به لطف خدا، ارائه فكر و طرح اولیه بود. دو ورسیون مختلف از قصه ارائه دادم. یكی نسبتا تاریخی و دومی كه همین باشد امروزی، هر دو تصویب شد. دوم را نوشتم، ابتدا در هشتاد صفحه تا همه دست اندركاران و مدیران بتوانند نظرشان را بدهند و بعد نوشتن سیناپس و سناریو.
تا پیش از شروع تصویربرداری، نزدیك به چهل قسمت فیلمنامه نوشته و آماده ضبط بود. هم زمان با تولید و در حقیقت موازی با آن نگارش بقیه فیلمنامه تا دی ماه ۸۴ به طول انجامید. قسمت های اولیه بارها و بارها بازنویسی شد، اما قسمت های بعد كمتر تغییر یافت. حالا علاوه بر دوهزار صفحه فیلمنامه كه تبدیل به سریال نرگس شده، چند هزار صفحه كاغذ دارم كه پیش نویس كارهای آینده ام را برای چند سال تامین می كند.
تولید و تصویربرداری سریال اوایل خردادماه ۸۴ آغاز و اوایل بهمن بعد از هشت ماه به پایان رسید. اتفاقات ریز و درشت بسیاری در طول نگارش و تولید سریال رخ داد كه برخی عنوان «برای اولین بار» را با خود داشت. خبر با اهمیت این بود كه سریال جدی و طولانی برای اولین بار بعد از انقلاب با برنامه پخش هر شب در حال تولید است. اما این مهم ترین خبر نبود حادثه تصادف، به كما رفتن و نهایتا درگذشت پوپك گلدره كه برای همه عوامل و خود مجموعه ضایعه بزرگی بود، برای اولین بار منجر به نقش آفرینی ناخواسته دو بازیگر در یك نقش شد. هر چند حالا همه مردم خبر را شنیده و به اشكال مختلف نسبت به آن ابراز احساسات كرده اند، اما به زودی در گذر قسمت ۳۶ به ۳۷ این اتفاق را غم گنانه شاهد خواهند بود.
به تعویق افتادن پخش سریال هم خودش ماجرایی داشت. دو بار این تعویق پیش آمد. ابتدا قرار بود سریال بعد از تعطیلات نوروز ۸۵ در نیمه های فروردین پخش شود كه نشد. بعد به خاطر مسابقات جام جهانی فوتبال، به رغم پخش آنونس، تاخیر دوم پیش آمد. این دو تاخیر باعث شد تا برخی منتقدین، موضع گیری و پیشداوری های شتاب زده خودشان را قبل از نمایش به طور گسترده به مطبوعات بكشانند. قصاص قبل از جنایت هر چند برای دست اندركاران سریال آزاردهنده بود، اما چاره ای جز سكوت و احاله پاسخ به بعد از نمایش و عمدتا بازتاب آن در افكار عمومی نبود. دلیلی كه آنها برای محكومیت محتوم سریال نرگس می آوردند، علاوه بر سوابق كارگردان، همین تعداد زیاد قسمت های آن بود.
اما حالا نظرخواهی های رسمی و افكار عمومی غیررسمی حكایت از اتفاق دیگر دارد. سریال نرگس به عنوان محبوب ترین و پربیننده ترین سریال در هفته چهارم نمایش، همچنان سیر صعودی علاقه مندی مخاطبان را به خود اختصاص داده است. اما اینها باعث نشده كه هنوز برخی از دوستان منتقد به دنبال تقلیل امتیازات مجموعه، داستان نرگس را معمول و كلیشه ای از «علاقه دختر فقیر، پسر پولدار» بدانند و به انواع تعابیر تلاش كنند تا به مردم بفهمانند كه دچار اشتباه شده اند و نباید چنین اشتیاقی از خود نشان دهند. هر چند به دلیل موفقیت نسبی پدیدآورند گان سریال در جلب نظر میلیونی بینندگان، همراهی، همدلی و دقت نظر بیشتری از سوی این دوستان منتقد مورد انتظار بود و هست، اما شاید مراجعه به مردم و جست وجو در خصوص دلیل واقعی علاقه مندی آنها برای این دوستان راهگشا باشد.
نظر دوست منتقدی كه گفته سریال نرگس داستان كاملا معمولی دارد را تایید می كنم اما همین داستان معمول با قدری پرداخت و زاویه نگاه متفاوت به نظر دیدنی آمده است. گمانم هم این است كه موضوعات مطرح شده در داستان، قدری واقعی، ملموس و مورد ابتلای جامعه باشد. شاید هم یك مقدار شخصیت پردازی ها خوب و باورپذیر از كار درآمده اند. البته باید توجه داشت كه بازیگران اصلی هم سعی خودشان را برای ایفای بهتر نقش به كار بسته اند. نكته دیگری هم كه چاشنی تعلیق و تعقیب بیننده شده این است كه برحسب تصادف روند سریال و داستان آن و حتی قسمت بعدی پخش نشده قابل پیش بینی نیست. احتمالا داستان شتاب و ریتم نسبتا بدی هم ندارد و در پیشبرد آن الزام برای خسیس بازی و كم فروشی احساس نشده است. و این كه آدم ها به بد و خوب مطلق دسته بندی نشده اند و حكم از پیش برایشان صادر نشده است و شاید همه اینها به معنی احترام به بیننده و باهوش فرض كردن او بوده است.
البته اینها همه از اهداف پدیدآورندگان بوده و اینك میزان دستیابی به هر كدام را بینندگان تعیین می كنند. اما آنچه كه قابل ملاحظه است، آشتی خیلی از كسانی است كه پیش از این هرگز بهانه ای برای تماشای تلویزیون پیدا نمی كردند. آن هم تعقیب هر شب یك سریال این را به فال نیك می گیریم.
نویسنده سریال نرگس --------------------------------------------------------------- نقدی بر مجموعه تلویزیونی نرگس ساخته سیروس مقدم
چرا نرگس محبوب شد
 
212757.jpg
مدتی است كه شبكه سوم سیما اقدام به پخش سریال نرگس به كارگردانی سیروس مقدم كرده است. این سریال هر شب راس ساعت ۴۵۱۰ پخش می شود و از استقبال خوبی بین مخاطبان تلویزیونی نیز برخوردار است به طوری كه در كمتر محفلی این روزها در مورد این سریال صحبت نمی شود.
این محبوبیت نسبی و استقبال بینندگان از این سریال به چند دلیل می تواند باشد:
۱ پخش هر شب این سریال
چند سالی است كه صدا و سیما در ایام نوروز و ماه رمضان اقدام به پخش سریال هایی می كند كه هر شب پخش می شوند و مخاطبان بسیاری به خود جذب می كنند و این بار پخش یك سریال جدی به طور هر شب در ایامی كه نه نوروز است و نه ماه رمضان به جای مجموعه های نود شبی شبكه سوم از عواملی است كه بی تاثیر در جذب مخاطب سریال نرگس نبوده.
پخش هر شب این سریال یقینا یكی از مهم ترین عامل محبوبیت این سریال است. پخش هر شب این سریال به همراه وقایع سریال و تعلیق جاری در آن از عواملی می شوند كه مخاطب انگیزه برای دنباله گیری سریال را داشته باشد، چه بسا اگر این سریال هر شب پخش نمی شد و مثل اغلب سریال های تلویزیونی هفته ای یك بار پخش می شد این استقبال از آن صورت نمی گرفت و اغلب مخاطبان زنجیره حوادث سریال از دست شان خارج می شد و پس از سپری شدن یك هفته انگیزه و هیجان مخاطب برای دیدن این سریال كاسته می شد.
۲ موضوع سریال و كشمكش های آن
این سریال داستان خانواده ای سه نفره است. خانواده ای شامل یك مادر و دو دخترش نرگس و نسرین كه هر كدام طی روابط خود با بیرون یك سری حوادث را رقم می زنند. حوادث و ناپایداری هایی مانند ازدواج نسرین با بهروز شوكت كه از خانواده ای متمول است و عقد پنهانی كه پدر بهروز از آن بی خبر است به خاطر آرزوهایی كه برای پسر خود دارد و كم محلی خانواده شوكت به نسرین، یا نرگس كه درگیر قضیه ازدواج با مردی می شود كه قبلا ازدواج كرده و از طرفی برادر دوست صمیمی او سمانه است و ظاهرا مرد ایده آلی برای زندگی است و در نهایت بیماری قلبی مادر كه به مراحل حاد خود رسیده است. این خلاصه داستان نرگس تا حال است یعنی زمان نگارش این متن.
همان طور كه پیداست ناپایداری های موجود در سریال بسیار است كه هر كدام به نوبه خود گسترش یافتند تا تعلیق دلخواه نویسنده فیلمنامه و كارگردان حاصل شود و با رساندن به نقطه اوج، گره گشایی ها آغاز شود و در نهایت پایان همه حوادث بدون توجه به بد یا خوب آن. با تاملی اندك بر روند حوادث و سریال و با توجه به مطالب بالا پی می بریم عنصر طرح پیرنگ از عناصری است كه حساب ویژه ای روی آن باز شده و عناصری مانند شخصیت، فضا، تكنیك، صحنه و... همه تحت الشعاع پیرنگ آن قرار گرفته اند یعنی یك سری حوادث براساس روابط علی و معلولی كه در یك رابطه سببیت با هم قرار دارند. پیرنگ داستانی این سریال تقریبا خوب پرداخت شده. از شروع گرفته سپس ناپایداری ها، بعد بسط و گسترش آنها و استفاده از تعلیق ها كه حاصل می شود برای بردن مخاطب به نقطه اوج و گره گشایی هایی كه آغاز می شود و در نهایت پایان. مجال اندك است وگرنه برای هر كدام از بخش ها مثال از خود سریال زیاد است.
۳ حضور پوپك گلدره
یكی از ویژگی های دیگر این سریال حضور زنده یاد پوپك گلدره در نقش نرگس البته نه تا پایان است. زنده یاد گلدره را همه ما با «دریا دخترك گیلانی» با آن لهجه زیبایش می شناسیم. این كار آخرین كار بازیگری او قبل از پروازش بود. بی شك حضور این بازیگر با توجه به فقدان او باعث شده تا مردم مخصوصا در اوایل شروع سریال علاقه بیشتری به دیدن سریال پیدا كنند و نوعی ابراز همدردی و شریك شدن در غمی بزرگ برای خانواده اش داشته باشند. روحش شاد.
عوامل یاد شده همه براساس استقبال مخاطبان عام بررسی شده یعنی علت محبوبیت این سریال در بین عامه مردم چه بود. قطعا بر این سریال انتقادهای زیادی وارد است. یكی از مشكلات اصلی این سریال در پرداخت شخصیت نرگس است. شخصیتی كه نام سریال نیز از آن گرفته شده. به نظر می آید قرار است نرگس شخصیتی صبور، دلسوز، از خود گذشته و مثبت داشته باشد، این یقینا چیز پسندیده ای است اما به اصطلاح این شخصیت از آن طرف بام می افتد یعنی گاهی آنقدر خوب می شود كه توی ذوق می زند و مخاطب لحظه شماری می كند تا سریال تغییر موقعیت دهد و به موقعیتی برود كه نرگس نباشد. حس بزرگ منشی بیش از اندازه و خصوصیات دیگر نرگس مخاطب را به جای جذب، از این شخصیت دفع می كند. با كمی تعادل و رعایت منطق می توانست نرگس شخصیتی جذاب تر از این داشته باشد. شخصیتی كه كاملا جا افتاده شخصیت محمود شوكت پدر بهروز با بازی بسیار خوب حسن پور شیرازی است. شخصیتی واقعی، قابل لمس و جذاب.
منبع: شرق
 


مطالب مشابه :


شاهزاده و گدا نوشته ی مارک تواین

روزی جوانک گدایی که همه ی عمر رویا پردازی زندگی در قصر پادشاهی رو می کرد توسط نگهبانان قصر دستگیر میشه و وقتی که دارن میزننش شاهزاده ی جوان مملکت میاد و گدای جوان رو از دست نگهبان نجات میده و به اتاق خودش میبره تا کمی استراحت کنه.




سحر قريشي در شاهزاده و گدا

سینمای حرفه ای جهان | سکانس - سحر قريشي در شاهزاده و گدا, اخبار سینما - نقد فیلم - بیوگرافی - سینمای ایران و جهان - سینمای حرفه ای جهان- سکانس - اخبار سینمای هند - اخبار سینمای هالیوود - بالیوود- گالری عکس - فیلم شناسی ...




دانلود کارتون زیبای باربی شاهزاده و گدا دوبله فارسی

دختر کوچولو - دانلود کارتون زیبای باربی شاهزاده و گدا دوبله فارسی - - دختر کوچولو. ... Angry Birds دانلود بازي زيباي پرنده هاي عصباني · نیلوفر · دانلود کتاب های الکترونیکی بافرمت جاوا برای موبایل · دانلود سریال لاست با زیر نویس فارسی.




شاهزاده و گدا

LASIDO - شاهزاده و گدا - لا سی دو (بیو و فیلم و سریال کره ای و ...) - LASIDO.




همه چیز درباره مجموعه تلویزیونی نرگس

چون تمام قصه ها براساس موضوعات محدودی موجودیت می یابند اما مهم خط داستانی سریال است كه باعث می شود قصه شاهزاده و گدا، روایتی جدید حداقل در چارچوب مجموعه های تلویزیونی داشته باشد . مجتبی پورمحسن : فرزاد حسنی مجری برنامه «كوله پشتی» در یكی از شب های هفته گذشته به ... لج بازی شوكت با نرگس آنقدر غیرمنطقی به نظر می رسد كه تماشاگر تصور می كند تنها برای پیش بردن سریال این واكنش انتخاب شده است . روانشناسی شخصیت های سریال «نرگس» موضوع این مقال نیست اما در یك توضیح كوتاه می ...




کارتونهای باربی

یکی از به یادمونده ترین کارتونهای که من داشتم. کارتون باربی شاهزاده و گدا بودد!!من عاشقش بودم هستم و خواهم بوود. فکرکنم شما این کارتون رو داشته باشیین به هرحال چندتا عکس از این. کارتون میذارم!! بازی باربی شاهزاده و گدا. خوب تا اپ بعدییی خداحافظ ...




برچسب :