تاریخ ایل و عشایر در ایران

پیش گفتار

در ساختار های ناریخی اجتماع،  ایران بیشترین زمان را در سازمان قبیله ای دارا بود،  تاریخ ایل های کوچنده ایران،  که روزی بیشترین جمعیت ایران را تشکیل می دادند،  بطور واضح و روشن وجود ندارد،  که هیچ،  بلکه شرح و توضیح آنها نیز خیلی کم است.  چون این ایلها در حال از بین رفتن و پاشیده شدن قبیله ها کوچرویی هستند،  باید هر چه زودتر اطلاعات عمیق و قابل ارائه علمی از آنها جمع آوری شود.  کتابها و جزواتی که از شرح آنها دیدم نسبتاً خوب است،  اما خیلی کم می باشد،   لازم است هر چه بیشتر و علمی تر،  اطلاعات شرح حال و تاریخی بدور از دروغ های تاریخی،  بیشتر از پیش،  توسط اشخاص متخصص از ایل های تاریخی ایران تدوین شود.  ادامه دارد و بازنویسی می شود.


تاریخ کوچ در ایران

   ایل بختیاری

       ایل بختیاری یا لر بزرگ،  از مهمترین ایلات کوچ رو ایران کنونی است،  سرزمین آنها در شمال استان کهکیلویه یعنی در زاگرس مرکزی،  میان اصفهان و خوزستان قرار گرفته است. قلمرو این ایل به نام خاک بختیاری معروف است،  سلسه جبال زاگرس در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از میان این قلمرو می گذرد،  و آنرا به دو بخش کوهستانی در شرق،  و جلگه ای در غرب تقسیم می کند.  بخش ییلاق در کوهستان های غرب اصفهان،  و بخش قشلاق در جلگه هادامنه شرقی زاگرس است،  و تا قسمتی از خوزستان ادامه دارد.  کل محدوده منطقه از طرف شمال به لرستان،  از شرق به اصفهان و چهارمحال،  از جنوب به قلمرو ایلات لرستان منطقه کهکیلویه و بویراحمد و همچنین منطقه ایل قشقایی،  و از غرب به دشت خوزستان.  کار و درآمد آنها بر پرورش دام،  از نوع گوسفند و بز است.  ایل بختیاری در طول سال دارای دو کوچ بزرگ در دو فصل بهار و پاییز است.  اوایل بهار از گرمسیر به ییلاق می کوچند و پاییز بر می گردند،  فاصله میان گرمسیر و ییلاق برحسب طایفه متفاوت است و تا 300 کیلومتر می رسد.  کوچ بختیاری ها بطور منظم صورت می گیرد، هر طایفه از مسیر معینی بنام ایل راه،  که در تاریخ کوچرویی در ایران نوشته ام می گذرد،  تقریبا راه ثابتی است،  در ییلاق هم محل معین دارند،  که دیگر طوایف می توانند از آن استفاده کنند.

      ایل بختیاری به دو نیمه یا بلوک هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم می شود،  گویند این دو بلوک بر اساس مقررات مالیاتی حکومت صفوی شکل گرفته است،  در آن دوره لنگ (نصف جفت) از اصلاحات رایج مالیاتی بود،  که هر کدام در کل قلمرو بختیاری داری سرزمین مشخص بودند. هفت لنگ که همه ساله بین نواحی شرق خوزستان یعنی اندیکا و مسجد سلیمان و شوشتر و ایذه و شهرکرد و بروجن در چهارمحال بختیاری در حرکت و کوچند،  به چهار گروه:  دورکی، بابادی، بختیاروند، دینارانی،  تقسیم می شود،  حدود 220 تش یا تیره دارد.  چهار لنگ نیز عمدتا بین دزفول و ایذه در خوزستان،  و داران در اصفهان و الیگودرز و بروجرد در لرستان،  ییلاق و قشلاق می کنند.  دو طایفه محمد صالحی و طایفه کیان ارثی از آنها می باشند.  در حال حاضر مناطق اصلی اسکان بختیاری ها،  در دو استان چهارمحال بختیاری،  و خوزستان تمرکز یافته است.

 

   ــ  زنگی = زن = ژن = جان = مولد حیات = الهه برتر + گی = ریشگی و دارندگی = بختیاری و تمام اقوام غربی و جنوب غربی ایران،  و بختیاری همان مکان باختری یا باکتریا است،  بهجغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.

 

   پیشینه تاریخی ــ  همانگونه که در پیش گفتار نوشتم،  درباره تاریخ ایل های ایران اطلاع  خیلی کم و ناقص و پر از دروغ های تاریخ است،  و دانش تاریخ در آنها وجود ندارد.  هردوت ایونی، بختیاری را باکتری میداند،  که نام قبیله ای در بلخ تاریخی ایران بود،  و به جنوب مهاجرت کرده و استقرار یافته اند.  گروهی از بختیاری ها نیز خود را از عقاب کی آرش،  برادر کی قباد پادشاه کیانی می دانند،  طایفه ای نیز به نام کیارسی دارند،  که با کی آرش تشابه لغوی دارد.  همچنین گویند در جنگی که بین  شاه عباس اول صفوی با عثمانی ها در گرفت،  گروه کثیری از ایل بزرگ که جزو سپاه شاه بودند،  با دلاوری و شجاعت دشمن را به سختی شکست دادند،  و بدین مناسبت شاه آنان را که از لر بزرگ بودند بختیاری نامید.

   کیان ــ همانگونه که بالا گفتم اطلاعات علمی تاریخی درباره کیان این طایفه فوق العاده کم است، آنچه که می توان گفت:  بختیاریها یکی از اقوام ایرانی هستند،   که هزاران سال پیش در دامنه های کوه بختیاری در شرق شوشتر و در دو طرف رودخانه کارون مستقر شده اند.

   زبان ــ  گویش بختیاریها یکی از شاخه های زبان پارسی است،  و به خاطر موقعیت خاص جغرافیایی،  که دور از پای بیگانگان بود،  در طول تاریخ معجزه آسا از اختلاط و انتزاج با دیگر زبان ها در امان مانده،  و لغت بیگانه کمتری در آن نفوذ کرده است.  باید بهر شکل و زحمت و کار شده،  این گویش را حفظ نمود،  زیرا تنها وسیله ارتباط ما ایرانیها با دوران باستان است،  اگر کتیبه ای یافت شود،  با کمک این گویش می توان آنها را خواند.

   دین ــ  گویند بختیاری تا قرن 9 هجری پیرو مذهب معتزله بودند،  ولی از قرن 9 به بعد یکی از سادات خوزستان مذهب شیعه را در میان بختیاری ها اشاعه داد و در زمان حکومت صفویه عمومیت پیدا کرد،  در این باره نیز باید تحقیقات مستقل صورت پذیرد.

   پوشاک ــ  لباس سنتی مردان بختیاری کلاه، پیراهن، شلوار، گیوه و چوخا است،  جنس کلاه بختیاری از نمد به رنگ مشکی و به شکل استوانه ای است.  شلوار بختیاری ها بلند، دو لنگه بسیار گشاد دارد،  و معمولا از پارچه های چیت دوخته می شود.  پاپوش بختیاری ها گیوه است، که گیوه دوزان شهر کردی و بروجنی آن را تولید میکنند. چوخا پوشش اصلی بختیاری هاست،  که زنان بختیاری و چوخا بافان لالی، شوشتر و دزفول آن را تهیه می کنند.  در بین چوپانان استفاده از بلاپوش نمدی گپنگ،  برای حفاظت از باران و سرما رواج دارد.

   پوشاک زنان بختیاری،  شامل لچک، کلاهچه ای که بر لب لچک منجق و الماس دوزی می کنند، می نا، روسری که به شیوه خاصی دور سر و گردن می پیچیند، و بلندی آن از پشت تا روی زمین میرسد،  و از حریرمی بافند.  چومه جوه، پیراهن بلند و چاکدار. شولار، شلوار حدود 5 تا 6 متر که بالای آن چیندار است،  پاکش، زیر شلواری، بند سیزن، زنجیری همراه با سکه که از دو طرف سر به پشت کمر آویزان است.

   مسکن ــ  مسکن اصلی و سنتی و ساده عشایر سیاه چادر است،  که در اصطلاح محلی به آنبهون می گویند و معمولا از موی بز بافته می شود،  این نوع چادر محکم و زبر و در مقابل رطوبت و سرما مقاوم است.  چادر های ایل بختیاری تا حدودی با سیاه چادر های عشایر جنوب کشور متفاوت است.  امروزه استفاده از چادر های برزنتی و انواع دیگر نیز رواج دارد،  وزن سبک، تنوع رنگ و سهولت حمل و افزایس چادر های برزنتی، نایلونی کتانی، موجب استفاده عشایر از آن ها شده است.

   صنایع دستی ــ  در جامعه عشایر بختیاری صنایع مدرن و کارگاهی وجود ندارد،  و صنعتگران این جامعه به بافت صنایع دستی اشتغال دارند.  اشتغال در جامعه عشایری یک فعالیت جنبی به حساب می آید،  و اوقات فراغت زنان عشایر به این امر اختصاص می یابد.  در بعضی از طوایف به رشته خاصی از صنایع دستی اهمیت داده میشود،  و مثل چوخا بافی که طایفه کیارسی در بافت بهترین نوع آن زبانزدعشایراست.

   مهمترین صنایع دستی عشایر منطقه بختیاری:  قالی بافی، چوخا بافی، کلاه مالی، گیوه دوزی، خورجین بافی، بافت سیاه چادر، خور، برای حمل گندم – آرد - برنج و قند و...، پلاس، نوع زیر انداز که از تکه های پارچه و تار های نخی و پنبه ای می بافند.  کمچه دان، وسیله ای برای نگهداری قاشق و ملاقه های چوبی، جل، بافته ای از خامه سیاه و سفید و بروی چهار پایان می اندازند،  و بر روی آنان بار قرارمیدهند،  و هم در مواقع بارندگی از خیس شدن چهار پایان جلوگیری شود، وریس، نوعی تسمه بافته شده از ابریشم.

   موسیقی و رقص ــ  موسیقی ایل بختیاری شناسنامه قومی ایل است،  شرح رویداد های کوچک و بزرگ ایل، شرح ناکانی ها و پیروزی ها، غم ها و دلتنگی ها و شادی ها و...،  در جای جای موسیقی ایل منعکس شده است.  طبیعت زندگی ایل، کوه های بلند، دشت های فراخ، چشمه های خروشان و سختی و مشقت زندگی ایلی و دل های پاک و بی آلایش مردم ایل،  هسته اولیه تولید موسیقس ایل بختیاری است.  حیات موسیقی ایل قرن ها است که نسل به نسل از پدر و پسر در گروه توشمال ها یعنی نوازندگان و خوانندگان محلی راه یافته.  توشمال ها همیشه با ایل هستند و شریک در غم و شادی ایل. در ایل بختیاری هر طایفه و تیره ای توشمال مخصوص به خود دارند،  و در مراسم سوگ و شادی آنهاهمراهشان است.  مقام های موسیقی ایل بختیاری به نام بیت خوانی معروف است،  مانند مقام های برزگری، ابوالقاسم خانی، مقام شیرعلی که حدود 25 الی30 مقام است.

      رقص های ایل بختیاری واکنشی احساس و عاطفی از موسیقی ایل است،  رقص در ایل نشای از همبستگی،  اتحاد و عدالت است.  در این ایل رقص فردی وجود ندارد،  اگر رقص هم فردی باشد،  به قصد زور آزمایی است،  مثل چوب بازی که نوعی نشان قدرت و اعتماد است،  که همراه با موسیقی پر تحرک،  یادآور نبرد است.  از رقص های رایج و پرتحرک بختیاری رقص سه پا است،  که زن و مرد باهم می رقصند،  و چون در اجرای آن در هر حرکت سه قدم بر می دارند،  به این نام معروف شده است.  رقص جیران جیران رقص گروهی است،  در آن زن و مزد باهم می رقصند،  و رقص های هی دته و رقص مجسمه،  رقص عروس،  رقص دستمال آرم ،  در مواقع برگزاری جشن ها و سرودها،  رقص های متنوعی اجرا می کنند.

   آداب و رسوم ــ  طلب باران،  چل کچلون،  ختنه سوران.   

   مراسم ازدواج ــ  خواستگاری یا اذن گرفتن نامزد.  کنان (شیرینی خوران یا بله برون)، عقد کنان یاعقد بندان، با روزی یا خرج مطبخ،  حمام دزده و حمام آشکاره عروس، خلعت داماد، حنا بندان، چوب بازی، به تخت نشاندن عروس، مراسم حجله، داماد سلام، تولد نوزاد پسر، نام گذاری نوزاد، روئیدن اولین دندان.

   مراسم عزاداری ــ  پل بریدن یا گیسو بریدن، کوشک ورانیدن (کوشک برپا کردن)، طلسم ورانیدن، کتل درکردن، اختتامیه.

   انواع نان ــ  نان افاق،  نان لواشی نازک و گرد،  نان تست خشک، تنکه، نان شاته، تووه ای یا تابه ای.

   انواع آش ــ  آش اوروش با بلغور گندم، دو برنج با برنج و دوغ کشک لاوی (آش لعابی با گندم).

   غذاها ــ  اووگوشت (آب گوشت)، سیو زمینی (خورش سیب زمینی)، کدی (خورشت کدو)، کوا (کباب)، نیشکو (عدس آب)، کالجوش (کشک و نعناع داغ).

 عکس های کوچ نشینی در ایران،  عکس هایی که دیگر نمی توان نمونه های آنرا یافت،  زیرا تمدن انبوه سازی قرن 20 دشمن آنها بود،  عکس های شماره 4205 تا 4208.

  طایفه ممسنی

   قلمرو استقراری ــ  جایگاه اصلی این ایل حوالی مرز بین فارس و خوزستان در شهرستان نورآباد است.  این ایل از طوایف جاوید، بکشن، دشمن زیاری، و رستم تشکیل شده است.

   پیشینه تاریخی ــ  تاریخ های نوشته شده برای ممسنی مورد قبول من نبود، بهمین جهت از ذکر آنها خود داری می کنم،  ایل های ایرانی از بدو پیدایش اقوام ایرانی در این دیار بودند،  مراجعه شود به نگاه کوتاه به اعماق تاریخ.  در زمان پادشاهی قاجاریه ممسنی مرکب از چهار طایفه بود، و چهار بنیچه شهر داشتند،  در حال حاضر بیشتر مردم ایل یکجانشین شده،  و اهمیت سیاسی و اجتماعی آن از بین رفته است.  در حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  نوشته ام که ممسنها راه را بر سپاه اسکندر ایرانی بستند،  آنها طرفدار سلسله هخامنشیان بودند.  یا بمعنی دیگر آنها در زمان حکومت اشکانیان که جانشین هخامنشیان بودند،  مورد مشکل واقع گردیدند،  و مجبور به تغییر دین و پذیرفتن دین جدید شدند.

 

   ــ  ممسنی =  م = مهر + م = ماه + س = سین (سان یا خورشید) + نی = نشان،  ممسنی = نشان داران مهر و ماه و خورشید،  تحقیق و تحلیل تعریف نام ممسنی را بزودی می نویسم.

  عکس هایی گچبری هایی از الهه ها،  میترا، ماه و خورشید،  مشروح در تاریخ الهه های ایران، عکس شماره 4028.

کیان ــ آنچه که در این باره خواندم مورد قبول من نبود از ذکر آن خود داری می کنم،  بنظرم ریشه در سین استان یا سیستان تاریخ ایران دارند.  با وجود نام رستم در یکی از گروه های این ایل،  می توان رد آنها را در شاهنامه فردوسی یافت.

   زبان ــ  ایل گویش فارسی و لری دارند.

   دین ــ  پیرو دین اسلام و مذهب شیعه هستند.

   پوشاک و مسکن ــ  نوع پوشاک و مسکن ایل ممسنی،  با حفط ویژه گی های قومی،  از پوشش و مسکن ایلات مجاور،  لر و بعضاً قشقایی متاثر شده است.

   صنایع دستی ــ  این ایل همچون سایر ایلات،  از شیوه زندگی، طرز معیشت و ویژگی های قومی و فرهنگی آن نشات میگیرد.  همجواری با ایل قشقایی و بختیاری صنایع دستی را تحت تاثیر قرار داده است.  ولی در کل کنش های فرهنگی ایل ممسنی بیشتر تحت تاثیر بختیاری است،  که میتوان به قالی بافی، نمد مالی، گلیم بافی، جاجیم بافی اشاره کرد.

   موسیقی و رقص ــ  ایلات و طوایف ساکن در این منطقه،  در زمره ایلات بختیاری محسوب می شوند،  و خواه ناخواه رفتار های فرهنگی عشایر،  از جمله موسیقی و رقص محلی آنها،  تحت تاثیر کنش های بختیاری است.

   ایل قشقایی

   قلمرو استقراری ــ  ایل قشقایی یکی از ایلات مهم ترک زبان ایران است،  مرکز اصلی این ایل استان فارس است.

   طوایف ایل ــ  قشقایی ها در گذشته 9 طایفه بودند،  ولی به علت کاهش تیره ها طوایف در بعضی طوایف دیگر ادغام شدند،.  طوایف این ایل عبارتند از:  طایفه دره شوری،  که از نام محل ییلاقی آن دره شور گرفته شده است،  و مردم آن به داشتن و پرورش اسب معروفیت دارند.  طایفهفارسیمدان،  گویند قبل از دیگر طوایف ترک زبان به فارس آمده اند،  و چون فارسی نمی دانسته اند، به این معروف شده اند.  طایفه شش بلوکی،  که در پرورش و نگهداری دام مهارت فراوان دارند،  طایفه های عمله و کشکولی کوچک و بزرگ،  این شش طایفه 19 تیره دارند.

 

   ــ  قشقایی = قش = غش = خلوص شده،  از خود بی خود شده + قایی = غایی = غایت = پابرجا و بی نهایت،  قشقایی = خالص شده و پا برجا و بی نهایت در دین،  یک واژه کاملاً ایرانی است.

      قشقایی ها از قبایل اشکانی هستند،  یعنی بخشی از زنگها یا زنگی ها،  آنها در دوران ساسانی زیر بار حکومت دینی ساسانی نرفتند،  و مجبور شدند به بخش های شمال شرقی و غربی ایران بروند،  یا کوچ کنند.  بعد از چند صد سال با کمی تغییر در آوا و گویش،  قبایلی از آنها،  با مغ های مغولی به ایران بازگشتند،  آنها کمی بیشتر گذشته تاریخی خود را به ایران غربی آوردند، زیرا در مناطق شمالی،  کمتر مورد تأثیر حکومت های دینی ایران غربی بودند.

 

   کیان ــ  اطلاعات و نوشته هایی که در باره کیان ایل قشقایی دیدم،  مورد تأیید من نبود،  بهمین جهت از نوشتن آنها خود داری می کنم،  تا بزودی تحقیقات خودم را بنویسم.

   پوشاک و مسکن ــ  لباس زنان قشقایی بورک نوعی کلاهچه مخملی است،  که زنان برسر می گذارند،  و روی آن لچک سه گوش از جنس تور و روسری بزرگی به نام یایلیق می بندند.  پیراهن زنان بلند و تا روی پا می افتد و تا کدچام دارد،  آرخالیق نیم تنه ای از جنس مخمل روی پیراهن می پوشند.  تنبان با شلیته دامن پرچین که تاروی پا می رسد،  معمولا زنان قشقایی 3 تا 4 تنبان روی هم می پوشند.

   پوشاک مردان ایل شامل کلاه نمد،  پیراهن دمپای ساق گشاد،  تنبان یا شلوار چه یا عبای پشمی سفید رنگ که در زمستان می پوشند،  چوپانان از کپنک استفاده می کنند.

   مسکن اصلی آنها که در مراتع هستند سیاه چادر،  که از موی بز بافته می شود. علت این امردوام بیشتر،  نداشتن خطر بید زدگی،  عدم نفوذ آب باران.

   ییلاق و قشلاق ــ  ییلاق ایل بیشتر در دامنه های شمالی زاگرس می باشد،  منطقه قشلاقی در نواحی استان فارس و اطراف دوگنبدان در کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر امتداد دارد.

   صنایع دستی ــ  صنایع در میان عشایر بیشتر توسط زنان است،  علاوه بر نگهداری فرزند و دامداری،  به ریسندگی، قالی بافی، جاجیم، گبه و گلیم می پردازند.

   موسیقی و رقص ایل ــ  موسیقی با نام عاشیق ها، چنگیان و ساربانان است.  رقص های محلی به صورت گروهی اجرا می شود،  معروفترین رقص مخصوص زنان قشقایی،  رقص هلی است، هلی اوچ باسما است،  و یورقاهلی که با ریتمی کند شروع شده،  و تدریجاً به سرعت آن افزوده می شود.

   آداب و رسوم ــ  ختنه سوران،  مراسم جشن چله بدر،  طلب باران (کوسه گلین)،  جشن اسفند ماه.

   مراسم ازدواج ــ  مشورت با خویشاندان،  اطلاع یافتن از وضیعت خانوادگی یکدیگر، خواستگاری،  مطلع شدن نظر خانواده عروس،  تعیین میزان شیربها و مهریه،  دعوت از مدعوین،  حنابندان، (حنامالک)،  عقد و جشن عروسی.

   غذا های قشقایی ــ  اش انار، آش گوشت، آش ماست، آش غوره، دوکاسنی،  پلو بابونه، آبگوشت ماکارونی، خورشت شیش انداز، آلو خاک، دو پیازه گوشت، کنسومه سبزی.

   عکس های کوچ نشینی در ایران،  عکس هایی که دیگر نمی توان نمونه های آنرا یافت،  زیراتمدن انبوه سازی قرن 20 دشمن آنها بود،  عکس های شماره 4205 تا 4208.

   ایل شاهسون

   قلمرو استقراری ــ  ایل شاهسون در استان اردبیل و در منطقه کوهستانی اهر، مشکین شهر، کناره های رود ارس، زنجان و ساوه، دشت مان و شهرستان پارس آباد هستند.

   پیشینه ــ  اطلاعات و نوشته هایی که در باره پیشینه ایل شاهسون دیدم،  مورد تأیید من نبود، بهمین جهت از نوشتن آنها خود داری می کنم،  تا بزودی تحقیقات خودم را بنویسم.

   طوایف ایل شاهسون ــ  این ایل در آغاز از 32 طایفه تشکیل می شد،  ولی به مرور زمان از تجزیه طایفه های بزرگ تیره هایی به وجود آمد،  به دو گروه تقسیم می شوند:

   شاهسون مشکین شهر،  که از 32 طایفه تشکیل شده و شاهسون اردبیل از 13 طایفه تشکیل شده.

   کیان ــ  اطلاعات و نوشته هایی که در باره کیان ایل شاهسون دیدم،  مورد تأیید من نبود،  بهمین جهت از نوشتن آنها خود داری می کنم،  تا بزودی تحقیقات خودم را بنویسم.

   زبان مردم ایل آذری است،  و پیرو دین اسلام و مذهب شیعه هستند،  پیروان ادیان دیگر در میان آنها یافت نمی شود.

   پوشاک ــ  پوشاک مردان کت و شلوار، پیراهن، کلاه پشمی یا کلاه لبه دار، (شاپو).  لباس زنان ایل شباهت بسیاری به لباس زنان قشقایی دارد،  شامل: عرقچین که روی سرمی بندند،  کلاغه که روسری رنگی کوچکی به شکل دایره بروی یایلیق می بندند،  که به شته یا دینگه معروف است، یایلیق، کوینک که پیراهنی بلند که تا روی قوزک پا می رسد.  جلیقه، یل که به عنوان کت در زمستان می پوشند. تنبان، خوروم که همان کفش معمولی زنان است که پاشنه کوتاه دارد،  و تمام پا را می پوشاند،  به آن خوروم باشماق می گویند.

   مسکن ــ  مسکن اصلی کوچندگان ایل معروف به آلاچیق است،  که نمد های ظریف و سفید دارد. نوع دیگری چادربه مانند نیمه آلاچیق به شکل نیمکره،  که در توقف گاه های موقت که به چاتما معروف است،  استفاده می کنند.

   ییلاق و قشلاق ــ  اردبیل و ارتفاعات اهر، مشکین شهر منطقه ییلاقی،  و جلگه کنار رود ارس منطقه قشلاقی می باشد.

   صنایع دستی ــ  در این ایل ریسندگی رواج دارد،  مهمترین آنها عبارتند از: گلیم، جاجیم، جا اسب، خورجین و مفرش.  مهمترین بافت شاهسون ها گلیم های سوزن دوزی شده معروف به سوماک است.  مفرش، دست بافته مستطیل شکل درب دار و صندوقی می باشد.

    عکس انوش در یک چادر عشایری شاهسون،  در کنار رئیس یک خانواده شاهسون،  بنام آقای ولی نژاد،  تابستان 1392 در انزان،  استان اردبیل،  عکس شماره 6312.

    ایل ارسباران

   قلمرو استقراری ــ  از شرق شهرستان اهر و کلبیر،  از شمال به رود ارس،  و از جنوب به تبریز،  و از غرب به مرند،  محدود شده است،  شهرستان اهر و کلیبر اصلی ترین مرکز استقرار ایل ارسباران می باشد.  کوچ نشینان ارسباران عمدتا در منططق کوهستانی و جنگلی این دو شهرستان به سرمی برند.

   پیشینه ــ  دره رود ارسباران منطقه مغان را به دو بخش شرقی وغربی تقسیم می کند،  بخش شرقی آن محل استقرار ایل قره داغ می باشد،  ایلات قره داغ د ر ناحیه ارسباران (قره داغ) هستند، از این جهت به ایل ارسباران معروف شده اند.

   طوایف ایل ارسباران ــ  مانند طایفه قراچورلو که در گذشته شهرت زیادی داشته،  طایفه چلیبان لو، حاجی علی لو، محمد خانلو و طایفه پورئو، محمد خان لو، طایفه گروس داش و حسنگلو.

   ییلاق و قشلاق ــ  منطقه ییلاق ایلات ارسباران کوه های اطراف ارسباران و سبلان،  منطقه قشلاقی جنوب دشت مغان و اطراف رودقره سو و کنار رود ارس می باشد.  بیشتر کوچ نشینان تخت قاپو (یکجانشین) شده اند.

   کیان ــ  مردم ایل قره داغ مانند شاهسون ها به ترکان غز منسوب میشوند.  زبان ــ  ترکی آذری تکلم می کنند،  و در شهرستان اهر گویشی به نام تات وجود دارد،  که سابقه آن به دوره قبل از سلام می رسد.  اهالی منطقه قره داغ پیرو دین اسلام و مذهب شیعه هستند.

   مسکن ــ  اصلی کوچندگان ایل قره داغ آلاچیق،  و در برخی موارد کومه است. 

   پوشاک ــ  پوشاک ایل قره داغ هیچ تفاوتی با پوشاک ایل شاهسون ندارد.  مسکن اصلی کوچندگان ایل قره داغ آلاچیق و در برخی موارد کومه است. لباس مردان ایل کلاه شاپو و پیراهن و کفش معمولی است،  و لباس زنان عشایر مانند زنان شاهسون است،  شامل: کلاغه ای، یایلیق،عرقچین، تنبان و....

   صنایع دستی ــ   مهمترین دستبافت زنان عشایر عبارتند از:  گلیم، جاجیم، شال، جوراب، هیبه، کیف، ابریشم، مفرش، نمد، چوخا، حصیر، ورنی بافی، که خاص عشایر قره داغ است.

   موسیقی ــ  موسیقی این ایل همان موسیقی عشایر شاهسون می باشد.

   ایل خمسه

   قلمرو استقراری ــ  در استان فارس و شهرستان های آباده، مرودشت و فسا استقرار دارند. گروهی از آنان کوچ نشین هستند،  به جزء طوایف عرب بقیه ایل های خمسه از قشقایی  هایی هستند،  که مرور زمان تخت قاپو شده اند و در شرق فارس استقرار دارند.

   پیشینه ــ  این ایل چنانکه از نامش برمی آید ایلات خمسه یا پنچ گانه هستند،  گویند،  اوایل قرن 13 هجری به منظور مقابله با خطر ایل قشقایی،  از طرف دولت پادشاهی قاجار از 5 ایل کوچک شکل گرفت،  و اتحاد قبیله ای مذکور،  از 5 طایفه کوچک و پراکنده در سال 1275 هجری تشکیل گردید،  و نام ایلات خمسه از آن زمان به بعد در نوشته ها ثبت گردید.

   طوایف ایل ــ  از 5 ایل اینانلو، بهالو، نفر، عرب و باصری،  تشکیل شده است.

    کیان ــ  ایل عرب از کیان عرب و زبان عرب هستند.  ایل باصری فارس و فارس زبان هستند. بهارلو و اینالو از قبایل ترک زبان هستند.  این عشایر پیرو دین اسلام و مذهب تشیع هستند.

   صنایع دستی ــ  ریسندگی و بافندگی انواع قالی، گلیم و جاجیم،  بعهده زنان است،  که علاوه بر نگهداری فرزندان،  تهیه غذا و آب، فراهم آوردن فراورده های دامی، سوخت منزل و پاک کردن چادر،  به تهیه صنایع دستی هم مشغولند.

   موسیقی و رقص ــ  که متأثر از تنوع ایلات دیگر است،  بدین ترتیب که سه ایل اینانلو و بهارلو و نفر تحت تاثیرمستقیم موسیقی و رقص های ایل قشقایی هستند،  ولی ایل عرب دارای کنش های فرهنگی خاص عرب هاست،  و ایل باصری متاثر از فرهنگ ایلات و طوایف پیرامون می باشد.

عکس های کوچ نشینی در ایران،  عکس هایی که دیگر نمی توان نمونه های آنرا یافت،  زیراتمدن انبوه سازی قرن 20 دشمن آنها بود،  عکس های شماره 4205 تا 4208.

  ایل ترکمن

   قلمرواستقراری ــ  ترکمن های ایران یکجانشین شده اند،  و در شهرستان های گنبد، گرگان، بجنورد تا قوچان مقیم هستند.  ترکمن ها از بزرگترین و باسابقه ترین عشایر منطقه شمال شرقی کشور ایران هستند،  که در منطقه وسیعی در آسیای مرکزی، ترکمنستان، شمال خراسان و شرق دریای خزر پراکنه اند.  ترکمن صحرا جلگه ای رسوبی و هموار است،  این جلگه در شرق دریای مازندران،  عریض ترین جلگه خزری است،  طوایف ترکمن در این نواحی استقرار دارند.

   پیشینه ــ  اطلاعات و نوشته هایی که در باره پیشینه ایل ترکمن دیدم،  مورد تأیید من نبود،  بهمین جهت از نوشتن آنها خود داری می کنم،  تا بزودی تحقیقات خودم را بنویسم.

   طوایف ترکمن ــ  از 10 طایفه مهم ترکمن،  3 طایفه در کشور ایران،  و 7 طایفه دیگر در کشور ترکمنستان هستند.  3 طایفه این ایل:  یموت که قسمت عمده ترکمن های ایران هستند،  و از دو طایفه جعفربای و آتابای تشکیل شده اند.  گوکلان درعادات و آداب، لباس و طرز زندگی به یموت ها تفاوت دارند.

   کیان ــ  ترکمن ها از تیره زرد هستند.  زبان ترکمنی جزء زبان های ترکی آغوز یا ترکان غربی است،  و هر یک طوایف لهجه های مخصوص به خود دارند.  دین ایل ترکمن اسلام و مذهبی پیرو مذهب تسنن حنفی می باشند.

   پوشاک ــ  لباس زنان ترکمنی شهرت جهانی دارد،  عبارت است:  روسری بزرگ گلدار به رنگ های تند و روشن پیراهنی ساده با رنگ های تند،  که اغلب گشاد و افتاده تا نوک قوزک پا و عرقچین کوچک و گردبند که با سکه و پولک زینت یافته است.  لباس مردان عبارت است،  از پیراهن، کلاه پوستی سیاه یا قهوه ای، شلوار بلند و تنگ.

   مسکن ــ  چادری که به آلاچیق معروف است،  سقف این چادرها گنبدی و مدوراست،  با نمد مخصوصی می پوشانند،  و مخالف جهت وزش باد قرار داده می شود.  در روز های آفتابی زمستان نمدها را بر می دارند تا نو رو گرمای آفتاب داخل شود.  موارد اصلی تشکیل دهنده آلاچیق ها عبارتست از:  نی، چوب، موی بز، پشم و به مقدار کم موی دم اسب.

   ییلاق و قشلاق ــ  به دلیل وضیعت آب وهوایی و پوش گیاهی یکنواخت در نواحی ترکمن نشین، ییلاق و قشلاق به معنای کلی آن انجام نمی شود،  ایل های دامدار در منطقه گرگان و گنبد رمه گردانی می کنند.

   صنایع دستی ــ  صنایع ایلات ترکمن محصولات پشمی است،  بافت گلیم انواع نمد وایشمه و مفرش توسط زنان انجام می شود.  محصولات دستی چرمی از قبیل کفش چارق، یلکن، پوستین، کلاه و مشک،  بیشتر توسط مردان تولید می شود.

   موسیقی و رقص ــ  موسیقی طوایف ترکمن ریشه در موسیقی اقوام ترک زبان دارد،  که در فرهنگ ترکی بعد از اسلام با نام اوزون عجین شده است.  نامدار ترین اوزون در فرهنگ ترکی به نان غوقودآقا است.  امروزه نسل بعدی اوزون ها در آذربایجان (عاشیق) و در طوایف ترکمن (باغشی یا نخشی) می نامند.  تعداد موسیقی ترکمن حدود500 آهنگ است.  آواز های ترکمن دو دسته است:  دسته اول داستان های منظوم و منثور مانند:  یوسف و احمد،  زهره و طاهره و... دسته دوم شعرها بر گرفته از شاعران کلاسک ترکمن،  چون ملا نفس و مسکین قلیج و... است. هنر رقص به اندازه موسیقی در میان طوایف ترکمن رواج ندارد،  و رقص ها در مراسم جشن اجرا می شود،  و بیان تاریخ قومی و روحیه جنگاوری و مبارزه ترکمن ها است.

   عشایر بلوچ

   قلمرواستقراری ــ  سرزمین بلوچستان در مرز جنوب شرقی کشور ایران قرار دارد،  محل استقرار عشایر بلوچستان زاهدان، خاش، سراوان چاه بهار و ایرانشهر می باشد.

   پیشینه ــ  اطلاعات و نوشته هایی که در باره پیشینه عشایر بلوج دیدم،  مورد تأیید من نبود، بهمین جهت از نوشتن آنها خود داری می کنم،  تا بزودی تحقیقات خودم را بنویسم.

   طوایف عشایر بلوچ ــ  یکی از بزرگترین طوایف بلوچ طایفه ریگی است،   چون هنگام اقامت در اراضی ریگزار به سر می بردند،  به ریگی معروف هستند.  شه نوازیی (یاراحمدزایی) از طوایف مهم بلوچستان می باشد.  گمشادزایی که به شجاعت و رشادت معروف هستند.  طایفه بزرگ زاده، که اصلا کرد می باشند،  از خراسان به بلوچستان کوچ کرده اند.  طایفه شیرانی که از طوایف چاه بهار است.  طایفه مبارکی، اسماعیل زایی و طایفه لاشاری می باشند.

   کیان ــ  اقوان اولیه بلوچ منشاء آریایی دارند.  زبان بلوچی به زبان ایرانی باستان شباهت دارد، و مهمترین زبان جنوب شرقی حساب می شود.  گویش بلوچی به دو شعبه بلوچ شمالی (سرحدی) و بلوچ جنوبی (مکرانی) تقسیم می شوند. دین اسلام و مذهب سنی(حنفی) هستند.

   پوشاک ــ  لباس زنان سربند از مخمل که شبیه به کلاهی نیم تاج است،  و آن را روی سر قرار می دهند،  و دو گوشه اش را پشت سر گره می زنند.  پیراهن زنان بلوچ معمولا از رنگ های تیره انتخاب می شود،  گشاد و ارتفاعی بلند دارد،  و آستین آن در حوالی مچ دست تنگتر است.  شلوار نظیر شلوار زنان بندری است،  ولی دمپای شلوار را تنگ می گیرند،  و آن را سوزن دوزی می کنند.  قبای زنان ساده و آستین های


مطالب مشابه :


اسناد جنایت کومله از سر بریدن فرزندان ایران زمین در مراسم عروسی!

اسناد جنایت کومله از سر بریدن فرزندان آن برادران مانند مرغ سر بریده پرپر می 9:47 توسط




مثنوی معنوی، دفتر دوم، ابیات ۲۴۴۵ تا ۲۵۳۰

- سر بریدن مرغ بی درمیان ره‌زنان بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱ساعت 17:52 توسط مجید




آداب و رسوم مربوط به دندان درآوردن کودک

به هنگام خوانده شدن اذان، با گفتن بسم الله و قرایت دعاها بر سر بریدن شگون بد توسط زنان




ختنه(Circumcise) پسران و فوايد آن

ختنه به بریدن و در زیر سر یا تنه آلت قرار اند كه ۷۴ درصد توسط متخصصين زنان و




مثنوی معنوی، دفتر اول، ابیات ۱۱۱۰ تا ۱۲۰۴

- سر بریدن مرغ بی جبر و خفتن درمیان ره‌زنان دوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 17:32 توسط مجید




گردوي خوني...

از ايل كن مي دهد و بوي ماه مهر،بال زنان ازميان جنگل هاي انبوه گردو،سر توسط زنان مرغ تا




تاریخ ایل و عشایر در ایران

مراسم عزاداری ــ پل بریدن یا گیسو و مفرش توسط زنان کدوماست، مرغ ترش، اوناش




برچسب :