اشعار تقدیمی به استاد دكتر ناصر كاتوزيان


  * بخش اشعار


به مناسبت بازگشت دوست عزيز و دانشمند جناب دكتر ناصر كاتوزيان به دانشگاه
شاديانه - ابوالفضل قاضي شريعت پناهي

به صحن علم و دانش نو بهاران در خزان آمد
نواي بلبل دستانسرا از بوستان آمد
فضاي دل منور شد، مشام جان معطر شد
نسيمي تازه از خلد برين دامن كشان آمد
سحر گاهان شفق لبخند بر تاريكي شب زد
كه مهر آسمان افروز ما زي آسمان آمد
سحاب سايه گستر در غلطان ريخت بر صحرا
شهاب تيزرو از ماوراي كهكشان آمد
من از نجواي مرغان چمن اين راز دانستم
كه در سرما گل آمد، سنبل آمد، ارغوان آمد
به يمن ذكر درويشان علي رغم بدانديشان
به مشكوي صفاكيشان مگر پير مغان آمد
بگو با جمع برنايان شيداي سر كويش
كه استاد مسلم حضرت كاتوزيان آمد
بيار آن ساغر زرين بريز آن باده رنگين
كه شاخ معرفت از اين، طراوت گل فشان آمد
غم و اندوه در گل كن، به شادي رو به ساحل كن
كه مرواريدي از درياي ناپيدا كران آمد
تو گويي بوعلي آمد به مهماني غزالي
و يا بر سفره بونصر، ابنخلكان آمد
شهيد آمد، مفيد آمد، صدوق آمد، صديق آمد
كليني همره علامه با صد ارمغان آمد
به آهنگ عراقي كاروان را ده درودي خوش
كه ايمن باشد از رهزن كه يار كاردان آمد
خدا را اين چه غوغايي است در باغ بهشت اكنون
كه گلبانگ سپاس از سينه كروبيان آمد
مشيرالدوله شادان شد، ذكاءالملك خندان شد
به پيش دهخدا شاباش دكتر شايگان آمد
به ديوان قضا حق فايق و باطل شود زايل
خدا داند كه از دل اين حقيقت بر زبان آمد
فضيلت بر رذيلت ميشود غالب يقين دارم
كه مفهوم خلافش ناصوابم در گمان آمد
به تاليف دل ياران و تنبيه ستمكاران
همين ابيات بر احوال قاضي ترجمان آمد


براي استاد گرانمايه دكتر ناصر كاتوزيان
صدف دفتر تو - محسن قرايي

اينهمه شوكت و اين مجد مبارك بادت
عدل پيدا شود آنجا كه بيايد يادت
ما هر آنچ از تو شنيديم جز انصاف نبود
گوييا حرف دگر ياد نداد استادت
يار عدلي و شكستي تو در خيبر ظلم
پس يقين شد همگان را به خدا امدادت
رمز و رازي است ميان تو و معشوق كز آن
تيشه اي از قلم و گفته شيرين دادت
گفته هايت همه جا زينت اوراق شده
نام نيك تو كنون شهره آفاق شده
نفست قلب همه سنگدلان موم كند
ظالمان را همگي ياور مظلوم كند
از نوشتار تو هر برگ كه خواندم ديدم
خاطرم سير سوي گفته معصوم كند
صدف دفتر تو گنج ز گوهر دارد
هر كدامش چو محك، ضابطه معلوم كند
رفت آن روز كه دشمن به تو گستاخ شود
اينك او زمزمه اين جمله منظوم كند:
گفته هايت همه جا زينت اوراق شده
نام نيك تو كنون شهره آفاق شده
كاخي از علم و هنر تا فلك افراخته اي
از نو و كهنه تو طرحي دگر انداخته اي
از گذشته نبدي غافل و از آينده
اين دو را نيم ز يك واقعه بشناخته اي
تو چو شمعي، نه! غلط گفتم از آن خوبتري
تيغ صبحي كه به تاريكي شب آخته اي
وقت آن است حسودان همه خاموش شوند
كه به همت همه را ورد لب، اين ساخته اي:
گفته هايت همه جا زينت اوراق شده
نام نيك تو كنون شهره آفاق شده
زمزمي از دو لبت ريخت و مستند همه
ساغر و شيشه پيمانه شكستند همه
يوسف حسني و در جلوه گري حوصله كن
مجمع مدعيان تيغ به دستند همه
از فصاحت سخني رفت و جدل ميكرديم
رخ نمودي و به يكباره نشستند همه
نه فقط كلك “قرايي” سخن از حسن تو گفت
متفق بر سر اين مساله هستند همه:
گفته هايت همه جا زينت اوراق شده
نام نيك تو كنون شهره آفاق شده


براي استاد گرانمايه ام دكتر كاتوزيان
نقش بر آب - احمد وثوقاحمدي

گفتم كه گلي برآرم از رنگ
بشكفته چو آه از دلي تنگ
داغ دلش از نهان برآرم
زان داغ نهان، فغان برآرم
فرياد كشم ز عمق جانش
زان سوز شكسته بر زبانش
از برگ و نواي نوبهاريش
وز شعله شوق و بيقراريش
بيخوف خزان فسانه سازم
صد قصه عاشقانه سازم
پرواز دهم ترانه اش را
پر شكوه كنم زمانه اش را
از جان بفزايم آبرويش
با خون بنويسم آرزويش
در گلشن جان گذارم او را
با خلق جهان سپارم او را
تا باغ خزان، بهار گيرد
تا شاخه خشك، بار گيرد
تا قصه او فسانه گردد
آوازه او ترانه گردد
نورسته گلم، دريغ افسرد
در سينه ريش آرزو مرد
نقشي كه برآمد از نهادم
زان شاخه گلشن مرادم
برگ گل زردي از خزان بود
از قهر زمانه اش نشان بود
هر چند كه تلخ و سرد و تار است
آئينه روز و روزگار است
گل نيست، نگاره دروغ است
نقشي ز نگاه بي فروغ است
بي خنده گل، جهان خراب است
هر نقش زني بدان بر آب است



تقديم به استاد كامل جناب آقاي دكتر ناصر كاتوزيان
شرري در دل و جان - قاسم چنگيزي (رازي لاسمي)

بار ديگر شرري در دل و در جان در زن
خاك از آتش ما گير و شرر زان بر زن
پلك بر هم زن و از ديده شعاعي اندز
شعله اي در دل و جان، بارقه اي در سر زن
شعله انداز و بسوزان و غبار افشان كن
باز خاكستر ما را، شرري ديگر زن
موي افشان كن و از سر به ميان حايل ده
تيغ ز ابروكش و از رخ به كمر خنجر زن
طره آويز و به هر حلقه بر آن گوهر نه
چهره افروز و ز هر مژه بر آن اختر زن
قهر آباد كن، از گونه به جان آتش ريز
نوش بنياد نه، از لب به جهان شكر زن
عطر از زلف كن آماده، گلاب از رخ گير
خاك را مشك فشان، مصطبه را عنبر زن
چشم دارم كني از لطف، در ميكده باز
مژده آري كه قدم رنجه كن و ساغر زن



تقديم به استادم دكتر ناصر كاتوزيان
نسيم مهر – محمد حسين ساكت
كبوتري كه كند سوي آسمان پرواز
سپيده دم كند آه من آنچنان پرواز
به شوق سوختن از شعله نگاهت چند
كند چو ابر، نگاهم به آسمان پرواز؟
ز پاي بند هوي همچو موج برخيزم
كه دل كند به سوي بحر بيكران پرواز
ببخش بهره به اين آشنا يكي لبخند
نسيم مهر دهد ياد جاودان پرواز
وجود گوهر آزادگي هميشه مرا
دهد به كعبه مقصود، بيگمان پرواز
چو شمع كاش به همراه اشكهاي روان
از آشيان تن من كند روان پرواز


تقديم به دانشمند و استاد ارجمند دكتر ناصر كاتوزيان
ايران - ايرج خالصي

اي ميهن من جان من، اي مهد دليران
جاويد بماند به جهان نام تو ايران
هر ذره خاك تو دلانگيز و طلاخيز
سرسبزترين ناحيه تا عمق كويران
بر تارك تاريخ جهان گو بنگارند
نام تو به زر كلك هنرمند دبيران
اي بام سرافرازي و اي بوم سرافراز
وي خطه زرتشت و اهوراي نميران
پندار تو نيكويي و كردار تو نيكي
گفتار همه نيك تو پيغام سفيران
دلها تپد از عشق تو در سينه مردم
و انديشه فرداي تو ژرفاي ضميران
اي لوحه بشكوه بر سينه آن كوه
وي زيب تو شهنامه و ياتكار زريران
هر پنجره صد حنجره شد بانگ برآورد
حيفاست كه خشتي شود از طاق تو ويران
اي زادگاه رستم و سهراب و سياووش
زانو زده بر خاك تو روئين تن و پيران
هر كس كه بخواهد به تو آسيب رساند
انگار كه آتش زده بر بيشه شيران
اي تو وطن بابك و سردار كماندار
وي كاوه آهنگر تو رشك اميران
خواهم به جهان نام تو پاينده بماند
اي مهر تو پيوند دل و جان من ايران



تقديم به استادم دكتر ناصر كاتوزيان
شب - محمد رضا خسروي

شب ترس، شب تاريك، شب پر بيم
شب شكلهايي از شبح ترسيم
در شب چراغ روشني خاموش
در شب قواي زندگي تسليم
شب پايه هاي وحشت خود را
در عمق دلها ميكند تحكيم
شب بر صداها مينشيند سرد
شب سازها را بگسلاند سيم
شب از شمار زندگي بيرون
شب خارج از محدوده تقويم
شب دستهاي توطئه در
كار شب اسم رمز عين و دال و ميم
شب چرك، شبآلوده، شب ناسور
شب غده، شب دمكرده، شب بدخيم


پيشكش به استاد ناصر كاتوزيان
يك قطره باران بكاريد - غلامرضا شكوهي

خشتي نغريد در دشت، يك بوته توفان بكاريد
اينجا چراگاه درد است يك خوشه درمان بكاريد
پولادها رخنه كردند در خواب مهتابي ما
صحرا غني شد از آن يك شاخه دهقان بكاريد
يك سينه ارغواني از نوع داغي كه دانيد
گر لايق عشق داريد در دشت عرفان بكاريد
بي گرمي يك تبسم از زمهرير يخ آمد
روي لب هر كه باشد لبخند ارزان بكاريد
اشكي بروياند آيا بغضي كه در سينه پختم
اي ابرهاي مسلمان يك قطره باران بكاريد
هر چند قحط بلال است، گلدسته ها را بشوييد
وقتي كه از كينه شد پاك، يك سينه ايمان بكاريد
اين خشتهاي مشبك، روح مرا مي فشارد
در خواب كندوي آهن يك جو بيابان بكاريد
مسخ آفرينان جادو، يعني همه ماسك بر رو
اين جنگلي از فريب است، يك ارزن انسان بكاريد


براي كاتوزيان گرامي و زيانهايي كه از دانايي ديده است.
نظمي براي بينظمي - ع. صمديان

آقايان!
از قتل عام گلها
تبرئه ايد
اما
براي مدت نامحسوسي
به سرزمين آبها و آسيابها
تبعيد ميشويد.
بايد همه بدانند
كه
در قضاوت براق ما
مهم
فقط
اين است
كه
تيغه فولاد
خط بر ندارد و
نسيم
با نفس مردگان
ميزان گردد
تا
تكان توطئه اميز برگها
امكان اتفاق
نيابد.

در خاتمه
ـ بعدالتحرير ـ
داشت يادمان ميرفت:
اين راي ما به نام نامي آزادي
اصدار يافته است
روانش شاد!



  * كـارنـامه


الف) فهرست كتابها
(اين كارنامه توسط آقاي دكتر ناصر كاتوزيان تنظيم شده است)
۱. مقدمه علم حقوق، (تاكنون ۴۲ بار چاپ شده از ۱۳۴۷ به بعد)، آخرين ناشر شركت سهامي انتشار، (۱۳۸۱ به بعد).
۲. كليات حقوق، نظريه عمومي، شركت سهامي انتشار، (۱۳۷۹ به بعد).
۳. فلسفه حقوق (۳ج)، شركت سهامي انتشار، (۱۳۷۷ به بعد).
۴. قواعد عمومي قراردادها (۵ ج)، شركت سهامي انتشار،(۱۳۷۲به بعد).
۵. عقود معين (۴ج)، شركت سهامي انتشار و كتابخانه گنج دانش، (۱۳۶۴ به بعد).
۶. نظريه عمومي تعهدات، نشر دادگستر، ۱۳۸۰.
۷. خانواده (۲ج)، شركت سهامي انتشار، ۱۳۷۵.
۸. اعمال حقوقي، شركت سهامي انتشار، ۱۳۷۰.
۹. ابقاع، نظريه عمومي ـ ابقاع معين، نشر دادگستر، (۱۳۷۰ به بعد).
۱۰. الزامهاي خارج از قرارداد (ضمان قهري)، (۲ج)، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸.
۱۱. تحولات حقوقي خصوصي، دانشگاه تهران، ۱۳۸۰.
۱۲. مسووليت ناشي از حوادث رانندگي، دانشگاه تهران، ۱۳۸۰.
۱۳. قانون مدني در نظم كنوني، نشر ميزان، ۱۳۸۲.
۱۴. اموال و مالكيت، نشر دادگستر، ۱۳۷۸.
۱۵. وصيت در حقوق مدني ايران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۲.
۱۶. ارث، نشر دادگستر، ۱۳۷۶.
۱۷. حقوق انتقالي، نشر دادگستر، ۱۳۷۵.
۱۸. گامي به سوي عدالت، (۲ج)، دانشكده حقوق، ۱۳۷۹.
۱۹. توجيه و نقد رويه قضايي، نشر دادگستر، ۱۳۷۷.
۲۰. عدالت قضايي، نشر دادگستر، ۱۳۷۸.
۲۱. اثبات و دليل اثبات(ج۱)، نشر ميزان، ۱۳۶۲; (ج۲) ۱۳۸۳.
۲۲. گذري بر انقلاب ايران، شخصي، ۱۳۶۰.
۲۳. درسهايي از عقود معين (۲ج)، كتابخانه گنج دانش، ۱۳۸۱.
۲۴. دوره مقدماتي، حقوق خانواده، نشر دادگستر ، نشر ميزان،۱۳۸۰.
۲۵. اعتبار امر قضاوت شده.
۲۶. وقايع حقوقي.
۲۷. آزادي انديشه و بيان، سازمان ملل .
۲۸. مسووليت ناشي از عيب توليد، دانشگاه تهران، ۱۳۸۲.
۲۹. سفته، وصيت و ارث، دوره مقدماتي، نشر دادگستر.
۳۰. مباني حقوق عمومي.
۳۱. گوياتر از گفتارها، انتشارات دانشگاه تهران.

ب) فهرست مقالات
با توجه به اينكه پاره اي از مقاله ها (مانند “اثر عقد ضمان” و “عدم تاثير قوانين درگذشته” و “دوره مقدماتي حقوق مدني” و “اعتبار قضيه محكومبها”) به طور مسلسل و در چندين شماره مجله با موضوعهاي مختلف چاپ شده و بسياري از مقاله ها در دسترس نبود، تخمين زده ميشود كه جمع مقاله ها حدود ۴۰۰ بشود. ـ ناصر كاتوزيان.
۱. “ اثر عقد ضمان”، مجله كانون وكلاي دادگستري، بهمن ۱۳۳۲ تا دي ۱۳۳۴.
۲. “ عدم تاثير قوانين در گذشته”، مجله حقوقي وزارت دادگستري،۱۳۴۲.
۳. “ تشخيص مطابقت قوانين عادي با قانون اساسي”، مجله حقوقي دادگستري، ۱۳۳۵.
۴. “ اعتبار قضيه محكوم بها”، مجله حقوقي، در سلسله مقالاتمتعدد، ۱۳۳۸.
۵. “ تفسير قانون”، مجله حقوقي در ۲ شماره، ۱۳۳۷.
۶. “ دوره مقدماتي حقوق مدني”، مجله حقوقي، ۱۳۳۶.
۷. “ مرور زمان اجراء اسناد رسمي”، مجله كانون وكلايدادگستري، ش ۴۲، ۱۳۳۴.
۸. “ مرور زمان اسناد تجاري”، مجله حقوقي، ۲ ش، ۱۳۳۶،ش۴۷.
۹. “ مقدمه اي بر جمهوري اسلامي”، مجله جنبش ، ۱۳۵۷.
۱۰. “ صلح و عدالت و نيروي هسته اي”، مجله نگين، ترجمه ازفرانسه، ۱۳۳۱.
۱۱. “ دولت خدمتگزار و مسوول به جاي دولت حاكم”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۱۲. “ حافظ نظم يا بازوي عدالت”، مجله جنبش، ۱۳۵۹.
۱۳. “ خانواده و دولت”، مجله جنبش، ۱۳۵۹.
۱۴. “ پيامي به مجلس خبرگان”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۱۵. “ آزادي و حدود آن در اسلام”، ۱۳۵۹.
۱۶. “ آزادي مطبوعات و گوشه اي از آئينه تاريخ”، مجله جنبش،۱۳۵۷.
۱۷. “ آزادي انديشه در قانون اساسي و قانون مطبوعات”، ايرانفردا، ۱۳۷۷.
۱۸. “ مقدمه اي بر حقوق عمومي”، ۱۳۷۷.
۱۹. “ مباني فلسفي و حقوقي آزادي”، ۱۳۷۶.
۲۰. “ اهميت ذاتي قانون و فنون قانونگذاري”، ۱۳۷۷.
۲۱. “ حكومت عقل به جاي حكومت زور در روابط بينالمللي”،۱۳۵۸.
۲۲. “ پيوندهاي ناموزون در پيشنويس قانون اساسي”، ۱۳۵۸.
۲۳. “ نقدي تحليلي بر پيشنويس قانون اساسي”، ۱۳۵۸ در چندمقاله.
۲۴. “ لزوم پاسداري از قانون اساسي”، ۱۳۵۸.
۲۵. “ در جستجوي راه وحدت”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۲۶. “ جايگاه حقوق اسلامي در نظم حقوقي”، ۱۳۶۸.
۲۷. “ شوراهاي محلي و دموكراسي”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۲۸. “ دانشگاه در جهان امروز”، ۱۳۶۳.
۲۹. “ طرح سازمان ملي دانشگاهيان و دورنماي اداره دانشگاهها”،۱۳۵۷.
۳۰. “ آرايش يا پيرايش”، ۱۳۵۸.
۳۱. “ بي اعتباري رژيم و نقش دادگستري”، ۱۳۵۷.
۳۲. “ تحولات نظام حقوقي پس از انقلاب اسلامي”، ۱۳۵۸.
۳۳. “ درباره دادگاه خلق دولت”، ۱۳۵۷.
۳۴. “ ثروت خاندانهاي سلطنتي و نحوه رسيدگي به آن”، ۱۳۵۷.
۳۵. “ قوانين كيفري خفيفتر”، مجله دانشكده، ۱۳۷۰ .
۳۶. “ جرايم مطبوعاتي”، ۱۳۷۶.
۳۷. “ امر به معروف و نهي از منكر يا عامل انقلاب فرهنگي وسياسي”، ۱۳۵۷.
۳۸. “ گذري بر انقلاب ايران”، ۱۳۶۰.
۳۹. “ پيوند مذهب و انقلاب در ايران”، ۱۳۵۸.
۴۰. “ سكوت تحميلي”، مجله جنبش، ۱۳۵۹.
۴۱. “ جشن استقلال الجزاير و آموختنيها”، مجله جنبش، ۱۳۵۹.
۴۲. “ شكوه همبستگي ملي و پاسداري از آن”، ۱۳۵۷.
۴۳. “ تفسير و اجراي قوانين در سايه قانون اساسي”، ۱۳۷۵.
۴۴. “ ارتباط فقه با حقوق و نقش آن در قانونگذاري”، خراسان، ش۱۴۴۹۰-۹۱.
۴۵. “ قوه قضائيه بايد از سياست پرهيز كند”، مجله پيام امروز، ش۳۳، ۱۳۷۰.
۴۶. “ حقوق، رسوب تاريخي اخلاق”، ايران فردا، ش ۱۰.
۴۷. “ عدالت معاوضي در قراردادها”، ۱۳۷۲.
۴۸. “ گذشته و آينده; دو نيم از يك حقيقت”، مجله كانون وكلا،دوره جديد، ش ۵و۶.
۴۹. “ استصحاب; حكومت يقين بر شك”، نشريه دانشكده حقوق، ۱۳۶۰.
۵۰. “ سخني درباره عدالت”، مجله عدالت، ۱۳۷۲.
۵۱. “ فلسفه فقه”، مجله نقد و نظر، ۱۳۷۵.
۵۲. “ عدالت”، نشريه دانشكده.
۵۳. “ سير پيدايش انديشه شخصيت حقوقي وقف در اسلام”،ميراث جاويدان، ۱۳۷۲.
۵۴. “ مسووليت دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني”، مجله دانشكده حقوق، ش ۲۵.
۵۵. “ تحول نهاد وقف و دورنماي آينده آن”، نشريه دانشكده حقوق; مجله نقد و نظر، ۱۳۷۸-۷۹.
۵۶. “ توجيه و مبناي تضامن غاصبان (ترتب ايادي) در فقه”،ميراث جاويدان.
۵۷. “ حق حبس و تسليم منفعت در اجاره اشخاص”، مجله حقوقي دادگستري، ۱۳۳۹.
۵۸. “ نقدي تحليلي بر قانون روابط موجر و مستاجر مصوب۱۳۷۶/۵/۲۶”، مجله دانشكده، ۱۳۷۶.
۵۹. “ سوء استفاده از حق يا تقصير در اجراي حق”، مجله دانشكده حقوق، ش ۲۱.
۶۰. “ تعليق در تعهدات، تحولات حقوق خصوصي”، دانشگاه تهران.
۶۱. “ مبناي حقوقي انفساخ عقد جايز در اثر مرگ و حجر يكي ازدو طرف”، مجله دانشكده حقوق، ش ۲۵.
۶۲. “طبيعت قراردادهاي الحاقي”، مجله مجتمع قضايي قم،۱۳۷۷.
۶۳. “ اثر قراردادها در مسووليت مدني”، مجله حقوقي دادگستري،ش ۴.
۶۴. “ استنباط احكام مدني از قوانين”، مجله حقوقي دادگستري،ش ۱، ۱۳۴۲.
۶۵. “ تضمين ايمني بيع”، مجله حقوق دادگستري، ش ۶.
۶۶. “ نقش قراردادهاي خصوصي در نكاح”، مجله دانشكده حقوق، ش ۳۰.
۶۷. “ ضمانت اجراي ماده ۲۸۴ قانون تجارت”، مجله حقوقيوزارت دادگستري، ۱۳۳۸.
۶۸. “ فقه سنتي، فقه پويا”، پيام هاجر، ۱۳۶۶.
۶۹. “ خطاي ورزشي و مسووليت ورزشي”، مجله دانشكده حقوق، ۱۳۷۲.
۷۰. “ اهميت شناخت مبناي التزام به عقد و تحول آن در تاريخحقوق”، مجله دانشكده حقوق.
۷۱. “ ارزش سنت و جذبه عدالت در توارث همسران”، مجله دانشكده حقوق و نقد و نظر، ۱۳۷۸.
۷۲. “ معماي تجديد نظر در احكام و تعارض نيروهاي اجتماعي”،مجله دانشكده حقوق.
۷۳. “ عصر تجربه و حقوق تجربي، اصول جبران خسارت در نظامحقوقي امريكا”، مجله دانشكده حقوق، ۱۳۷۷.
۷۴. “Lesion Contriacts” مجله دانشكده حقوق ايران و دانشكده حقوق ويسكانسين، ۱۹۷۰.
۷۵. “ مظلومي به نام دانشگاه”، مجله جنبش، ۱۳۵۹.
۷۶. “ حاكميت در جمهوري اسلامي”، مجله جنبش، ش ۵۳ و ۵۴،۱۲ شهريور ۱۳۵۸.
۷۷. “ حقوق و اخلاق”، مجله جنبش، نهم مهر ۱۳۵۸.
۷۸. “ شوراي نگهبان و سوء تفاهم”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۷۹. “ ما و قانون اساسي”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۸۰. “ ابهام در وضع دانشگاه”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۸۱. “ بعدي تازه و خطرناك در انقلاب ايران”، مجله جنبش،۱۳۵۸.
۸۲. “ منطقه اي كردن انتخابات يا تجزيه حق حاكميت”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۸۳. “ پيوند مذهب و انقلاب در ايران”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۸۴. “ خبر تاسفآور هفته”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۸۵. “ دادگستري در انتظار تجربه اي تازه”، مجله جنبش، ۱۳۵۸.
۸۶. “ انقلاب فرهنگي و تعطيل دانشگاهها”، مجله جنبش، ۱۳۵۹.
۸۷. “ سرنوشت قانون اساسي در قوه قضائيه”، انقلاب اسلامي،۱۳۵۹.
۸۸. “ پيمان آزادي گروگانها”، ميزان، انقلاب اسلامي، ۱۳۵۹.
۸۹. “ مباني نظم و آرامش در دانشگاه”، ۱۳۵۹.
۹۰. “ گذري بر تدوين اولين پيشنويس قانون اساسي”، نشريه حقوق اساسي، ۱۳۸۲.
۹۱. “ سهم عدالت در قضاوت”، مجله دانشكده حقوق، ۱۳۸۲.
۹۲. “ كارشناسي، علم و تجربه در خدمت عدالت”، مجله جنبش،۱۳۵۸; مجله دانشكده حقوق، ۱۳۸۲.
۹۳. “ رابطه فقه و حقوق”، نامه مفيد، ش ۴۲، ۱۳۸۳.
۹۴. “ اصول منطقي حاكم بر تفسير قانون اساسي”، مجله دانشكده حقوق، ۱۳۸۴.
۹۵. “ اماره و اثبات”، مجله دانشكده حقوق، ۱۳۸۴.
۹۶. “ آيين رسيدگي به اصالت سند”، مجله دانشكده حقوق،۱۳۸۳.
۹۷. “ پژوهش در خدمت عدالت”، مجله دانشكده حقوق، ۱۳۸۳.
۹۸. “ ستايش قرارداد يا اداره قرارداد”، مجله دانشكده حقوق،۱۳۸۰.
۹۹. “ نقد قانونگرايي افراطي”، دانشكده حقوق، ۱۳۷۹; نقد ونظر، سال ۶، ش ۳و۴.
۱۰۰. “ سهم عدالت در زندگي اجتماعي و حقوقي”، مجله دانشكده حقوق.
۱۰۱. “ تطور حقوق مدني”، مجله همبستگي، ش ۳۳، ۱۳۷۹.
۱۰۲. “ حقوق زنان”، ياس نو، ش ۲۰۸، ۱۳۸۲.
۱۰۳. “ بررسي قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلابدر امور مدني”، اطلاعات، ۱۳۷۹.
۱۰۴.” جرم سياسي و حمايت از مجرمان سياسي”، حيات نو،۱۳۷۹.
۱۰۵. “ اهميت و اثر اخلاق اسلامي و دستاوردهاي علوم جديد درسياست كيفري”، جهان انديشه، سال ۱، ش ۷، ۱۳۵۹.
۱۰۶. “ گر ايمن كني مردمان را به داد”، اطلاعات، ۵ ارديبهشت۱۳۸۰.
۱۰۷. “ نيرنگ به قانون در روابط موجر و مستاجر”، مجله دانشكده حقوق، ۱۳۷۸.
۱۰۸. “ توالد بدون عشق”، مجله كانون وكلا.
۱۰۹. “ مسووليت ظهرنويسان و ضامنان چك”، مجله كانون وكلا.
۱۱۰. “ دعواي اخذ به شفعه”، مجله كانون وكلا.
۱۱۱. “ احراز رشد كودك پس از بلوغ، نقد رويه قضايي”، مجله كانون وكلا.
۱۱۲. “ ماهيت و آثار قولنامه”، مجله كانون وكلا.
۱۱۳. “ دعاوي قولنامه همراه با وجه التزام”، مجله كانون وكلا.
۱۱۴. “ معامله وكيل با خود”، مجله كانون وكلا.
۱۱۵. “ ماهيت و قلمرو ديه، زيان ناشي از جرم”، مجله دانشكده حقوق; مجله كانون وكلا.۱۶۴


مطالب مشابه :


منابع کامل دکتری حقوق جزا و جرم شناسی .

» خدمات پایان نامه تقدیمی در نکوداشت استاد در برخی ویژه نامه ها از جمله :




بررسی لایحه الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت

ماده‏ای تقدیمی دولت نیز از جمله مسائلی و در پایان نامه از هیات




پیشنهادهایی برای اصلاح آیین‏نامه داخلی مجلس شورای اسلامی

پیشنهادهایی برای اصلاح آیین‏نامه نامه داخلی) گزارش تقدیمی از جمله برای




اشعار تقدیمی به استاد دكتر ناصر كاتوزيان

اينك او زمزمه اين جمله منظوم كند: پایان نامه های راهنمایی شده توسط کتب تقدیمی به دکتر




ابطال مصوبه اختیار تغییر محل خدمت کارکنان رسمی دولت

شغل مورد تصدی کارمند، می گوید و با توجه به سیاق جمله و مفهوم تقدیمی پایان نامه و




نقد یک رای در زمینه‌ی مسوولیت شهرداری نسبت به زیانِ درختان

» خدمات پایان نامه ارشد در این دادخواست، از جمله، به «در دادخواست تقدیمی، خواهان




آیین نگارش حقوقی

تغییر معنی ومفهوم جمله می در لوایح تقدیمی و دادخواست های پایان نامه




اسطوره و منطق - بخش نخست

بعضی‌ها، از جمله باستان دینی و اشیای تقدیمی در نظر پایان نامه و مقاله در




برچسب :