حجاب

حجاب

حکایت و داستان | حجاب پسر جوانی خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت: ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم ؟ ...  

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

مرتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... غلط می کنی تو و هفت جد و آبادت... خجالت نمی کشی؟ ...

جوان اما، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد :

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبانی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.

مرد خشکش زد...

همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد.

  منبع : مصون تیوب


مطالب مشابه :


آموزش دوخت چادر شالی

♥ دهکده ی حجاب ♥ - آموزش دوخت چادر شالی یقه لباس رو هفت میکنیم تا روی خط سیـ-ـنه یا




چادر شنلی

چادر - حجاب -مقنعه - ملزومات حجاب جدید - چادر شنلی معرفی یقه حجاب; آرشیو چادر و




مقنعه

چادر - حجاب -مقنعه - ملزومات حجاب جدید - مقنعه - چادر و حجاب های جدید-معرفی مدل های جدید چادر




بی غیرتی مرد و بی حجابی زن

♥ دهکده ی حجاب ♥ همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را




حجاب

حجاب. تاريخ جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و




چادر مارال

چادر - حجاب -مقنعه - ملزومات حجاب جدید - چادر مارال - چادر و حجاب های جدید-معرفی مدل های جدید




نوع حجاب وپوشش زنان گلستانی1__________ ترکمن های گلستان

عفاف و حجاب (Gyrmyz K.) نام‌ داشت‌، و در قسمت‌ یقه ‌و سر آستین‌ سوزن‌دوزی‌ می‌شد.




برچسب :